سلام عزیزم، چیزهایی که نوشته بودی رو خوندم و همینطور چیزای دیگه که دوستان دیگه گفته بودن، منم فکر میکنم ما اعتماد به نفسمون پایین اومده،منم نمیتونم مشکلمو حل کنم تازه دیشب هم وقتی اتفاقی عکس کلی دخترای اجق وجقو که برای تست بازیگری پیش شوهرم اومدن و اون ازشون عکس گرفته بود رو دیدم از کوره در رفتم و کلی گریه کردم خوش به حال تو که از این مشکلا نداری منم دیگه داره باورم میشه که دارم دچاره بدبینی و حسادت میشم من درسته که وقتی ازدواج میکردم میدونستم شغل همسرم چیه اما اصلا نمیدونستم حسادت میکنم و به این نقطه از بدبینی میرسم و ما قرار بود سر خیلی از کارا باهم باشیم اما نشد و یه چیزه دیگه که متوجه شدم اینه که من از وقتی ازدواج کردم مصرف داروهای ضد بارداری هم تو ضعیف شدن روحیه ام بی تاثیر نبوده و تا حد زیادی منو توهمی کرده،شاید منم برم پیش مشاور چون دارم افسردگی میگیرم،میترسم همسرمو از خودم سرد و ناامید کنم گاهی دلم براش میسوزه اما نمیتونم خودمو کنترل کنم ،اینارو گفتم که بدونی این فقط مشکل تو نیست این چیزایی که دوستان میگن نباید تو رو از خودت نا امید کنه مطمئنن برای آدمهایی مثل ما راهی برای نجات وجود داره ،به امید روزی که مشکلمون حل شه