به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 63

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 مهر 97 [ 09:20]
    تاریخ عضویت
    1390-5-27
    نوشته ها
    1,398
    امتیاز
    13,057
    سطح
    74
    Points: 13,057, Level: 74
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 193
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Social1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    8,610

    تشکرشده 8,998 در 1,493 پست

    Rep Power
    158
    Array

    RE: چجوری طاقت بیارم فقدان همچنین عزیزی رو؟

    ملاحت عزیز حرفات بسیار بسیار بسیار آرومم کرد...والله خودمم مستاصلم...از طرفی عشقش

    هنوز تو دلمه از طرفی هم مثل دوست شما الان مدتیه هر کدوم داریم تنها زندگی می کنیم...

    میدونم ازدواج نمیکنه به این دلیل که اون دخترایی رو می پسنده که اهل تفکر و صاحب شعور و

    خردن و مستقل هستن و میشه گفت با 30 سال سن من اولین دختری بودم که تحسینش رو

    به خاطر طرز فکرم برانگیخت و ازم درخواست ازدواج کرد و به گواه دوستان و خانوادش کلا به

    زندگی با خانوما قبل از من اصلا علاقه ای نداشت...چیزی که زجرآوره هم واسه من هم واسه

    اون اینه که درد ما فقط یک احساس و علاقه مشترک نیست...من یک همفکر و هم صحبت و

    همراه خوب رو هم از دست دادم.انقدر که حاضر بودم باهاش ازدواج نکنم اما همفکری و همراهی

    و مصاحبتشو از دست ندم...

    حالا مادرش تا حالا 15 بار رفته خواستگاریه دخترای ثروتمند و اهل ناز و ادا چون این تیپی

    می پسنده اما اون از دخترای دماغ عملی افاده ای خوشش نمیاد...وقتی باهام صحبت

    می کرد می گفت باورم نمیشه که دخترا هم صاحب فکر باشن و واقعا شما دختر بسیار

    فوق العاده ای هستی...چون تا اونروز با هر دختری برخورد داشت یا دماغ عملی بوده و یا

    اهل ناز و عشوه...میدونی ملاحت عزیز ای کاش این عشق از رو شناخت بدست نمی اومد

    شاید راحت تر میتونستم فراموش کنم...به زور چیزی رو از خدا نخواستم و نمیخوام اما کمتر

    آدمی رو دیدم که انقدر با تفکرات من سازگار باشه...هر دوی ما ایراداتی داشتیم اما جالب

    این بود که نقاط قوت من نقطه ضعف اون بود و بالعکس...انگار خدا ما رو واسه هم آفریده

    بود...جون من کم خواستگار نداشتم و به واسطه شغلم که مدیریته کم آدم ندیدم...اتفاقا

    اون هم با تشویقای من مدیر شد و هر دو الان تو زندگیمون هم رو کم داریم...من الان تو

    شرکت رو صندلی اون میشینم .... بهر حال توکلم به خداست که از حال دلم با خبره و درد

    منو میدونه...نمیدونم چی میشه اما دلم روشنه که آینده آبستن اتفاقات خیلی خوبیه...

    فکر می کنم فقط ارکیده حال منو می فهمه و لا غیر...

    فقط برامون دعا کنید لطفا


  2. 3 کاربر از پست مفید bahar.shadi تشکرکرده اند .

    bahar.shadi (یکشنبه 10 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چیکار کنم دوست دخترمو؟
    توسط behroozsh در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: دوشنبه 11 شهریور 92, 17:48
  2. کتکهاشو جدی بگیرم یا دوستت دارم هاشو؟
    توسط موژان در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: شنبه 24 فروردین 92, 17:52
  3. چجور یه نفر عزیزی که رفته رو فراموش کنم
    توسط hichkas.a در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 30
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 خرداد 91, 22:14
  4. چه جوری بگم حرفم رو؟
    توسط familyman در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 شهریور 88, 13:24

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:39 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.