سلام خانم نوشین،
اول چند تاپیک به شما معرفی می کنم که مرتبط به سوال شما هستند:
چگونه میتوانم ازدواجی هدفمند داشته باشم ؟ ( هدف از ازدواج ؟ )
ازدواج، هدف است یا راهی برای رسیدن به آرامش؟
هدف خود را از ازدواج مشخص و برای بقای آن تلاش کنید!
متاهلین هدف شما قبل از ازدواج چه بود؟ آیا الان به اهدافتون رسیدید؟
در مجموع فکر می کنم به این علت که پدر مادر شما نتوانسته اند با هم رابطه ی خوبی برقرار کنند، شما هم نسبت به ازدواج بدبین شدی. و البته درکت می کنم، چون خودم هم مدتی اینطور شده بودم.
ما هم در فامیل به اندازه ی کافی ازدواج های ناموفقی داریم که البته به جدایی کشیده نشده اند، ولی حاصلشان چیزی نبوده که بشود آن رو خوشبختی بدانیم.
ولی وقتی اینها رو بررسی کردم و به رفتارهای زن و شوهرها دقت کردم، به این نتیجه رسیدم که این به نتیجه نرسیدن دو علت اصلی دارد.
اولاً انتخاب ها بی پایه و اساس بوده. مادر محترم یک دختر رو در یک مجلسی دیده و پسندیده، آقا پسر هم 2 جلسه رفته خواستگاری و دیده ظاهر دختر بدک نیست، بعد هم عقد و عروسی.
دوماً کسی مهارتهای ارتباطی و همسر داری را بلد نبوده و بعد از 20-30 سال هنوز هم یاد نگرفته!
یعنی نه پدر مادرهایشان بلد بودند که به اینها یاد بدهند و نه خودشان در این راه به خودشان زحمتی داده اند. ارتباطات هم یک علم است. یک رابطه ی سالم همینطوری به وجود نمی آید. بلکه باید پرورش داده شود. همانطور که روی یادگیری رشته ی درسی و کاریمان وقت می گذاریم، باید روی یادگیری این مهارت ها هم وقت بگذاریم.
به قول شاعر: هزار نکته در این کار و بار دلداریست!
متاسفانه پدر مادر من هم جدا شدند و این جدایی رو من حاصل عملکرد ضعیف اونها در دو مورد بالا می دانم.
نباید ناامید شد. اگر اونها ناموفق بودند، دلیل نمی شود که ما هم موفق نشویم.
ولی باید مطالعه کنیم و از تجربیات دیگران استفاده کنیم.
نمی دانم این تاپیک رو می شناسی یا نه، ولی کسانی که در این تاپیک پست می زنند، ثابت کردند که این حرف شما اشتباه است که گفتی:
فکر می کنم اگر مدتی در همین تالار همدردی مقالات مختلف و پست های کارشناسان رو بخوانی، شما هم مثل من نظرت عوض بشود.ایمان دارم که خوشبختی هم مثل عشق به قصه ها پیوست.
برای شما آرزوی خوشبختی می کنم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)