اولین سالگرد عقدمون بود . من برای همسرم هدیه گرفته بودم و تقریباً مطمئن بودم همسرم یادش نیست .
همسر من اصولاً آدمیه که تو عمل بیشتر نشون میده دوسم داره و تو فکر هدیه دادن و این چیزا نیست .
وقتی اومدم خونه ،دیدم همسرم خیلی ریلکس روی مبل نشسته و اصلاً ..........
گفت که بهش آب بدم ، وقتی رفتم آشپزخونه دیدم روی یه کاشی خوشگل و خیلی ناز که سفارش داده بود و آهنربایی بود و روی یخچال چسبونده بود ، نوشته " تو هانیه ی ناز منی "کنارش عکس خودش و من بود (البته از اون شکلک های فانتزی دختر و پسر ) . خیلی خوشحال شدم و یه جیغ بلند کشیدم .اصلاً انتظارشو نداشتم . بعدش دیدم برام کیک و کارت پستال هم گرفته بود. وای چه روزی بود . اگه بدونین . . .
![]()









کنارش عکس خودش و من بود (البته از اون شکلک های فانتزی دختر و پسر ) . خیلی خوشحال شدم و یه جیغ بلند کشیدم .اصلاً انتظارشو نداشتم . بعدش دیدم برام کیک و کارت پستال هم گرفته بود. وای چه روزی بود . اگه بدونین . . .
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)