سلام...نوشته اصلی توسط eghlima
یکی از خطاهای شما، که همواره وجود داشته و داره... در هیمن چند خط بالاست!
"همیشه خودم رو سرزنش می کنم"
این خط بالا که مشکل شما و بسیاری از خانومهای این تالاره... یعنی داشتن یک منتقد درونی قوی که نمی ذاره شما درست فکر کنید! درست عمل کنید! و درست تصمیم بگیرید!
این مربی درونی شما نیست که شما رو هدایت می کنه... بلکه عنان زندگی رو دادید به دست منتقد درونیتون... یک پرحرف ایرادگیر و پرچونه! بدونید اگر منتظرید که اون کوتاه بیاد... و سکوت کنه! احتمالش از صفر درصد هم کمتره! و من معتقدم اگر خورشید امشب ساعت 12 شب تو تهران طلوع کنه احتمالش بیشتره تا اینکه منتقد درونی شما خود به خود ساکت بشه...
قرار نیست با اولین اشتباهی که کردیم... بعد از اون روابط خوب چند روزه... خودت و شوهرت، با منتقد درونی ات همدست و همساز بشید علیه شما!؟! قراره اینطور باشه؟؟؟
برای رهایی از افکار منفی که به شما هجوم می آورند چند راهکار به شما می دهم:
1. نگرش و تحلیل منتقد درونیتون رو تحلیل کنید:
- مثال: هی تکرار می کنه نباید این کار رو می کردی!دیدی خراب کردی... همه چیز رو خراب می کنی!!
این نگرش رو تحلیل کنید: این فکر چه کمکی به شما می کنه؟ چه مشکلی از شما حل می کنه؟؟
این تحلیل صرفا یک تحلیل نوشتاری باید باشه! نه ذهنی. پس:
پیام انتقادی منتقد درونیتون رو بنویسید روی یک کاغذ و دو قسمت ایجاد کنید برای مزایای فکری که می کنید و معایب و اشکالات اون!
2. شواهد رو بررسی کنید: ببینید واقعا طرز تلقی شما تا حدی که فکر می کنید درست است؟ واقعا باید به این برداشت و انتقاد تن داد و به این حرفهای منتقد درونی، اعتماد کرد؟؟؟
3. از خودتون بپرسید: اگر دوستی در این تالار با مشکل من مواجه می شد چه توصیه ای به او می کردم؟؟ معمولا ما با دیگران مهربانتر از خودمان هستیم... ببینید این حرفهایی که به خودتون می زنید؟ این سرزنشها رو به او هم می کنید؟؟؟ مثلا می گید: اه تو بازم اشتباه کردی که! تو خیلی اشتباه می کنی؟!؟
4. "منظورت از این واژه یا عبارت چیست؟" این سوال رو از منتقد درونیتون فورا بپرسید.. مثلا به شما می گه تو بی لیاقتی!! واقعا بی لیاقت یعنی چی؟ یعنی من بی لیاقتم؟ من لیاقت هیچ چیزی رو ندارم؟
5. خاکستری نگاه کنید... از تفکر 0 و 1، یا همه یا هیچ عبور کنید.. مشکل شما یا سفید یا سیاه نیست... شما یک شکست خورده تمام و کمال نیستید! از خودتون سوال کنید که کدوم کارم مثبت بود؟ کدوم کارم منفی؟ روی کدوم کارهام بیشتر باید تمرکز کنم؟
6. مشخص و واضح برخورد کنید! به هیچ وجه کلی گویی نکنید... مثلا منتقد درونی شما می گه : "تو همه چیز رو خراب کردی؟!؟!" چقدر این عبارت کلی است!!! چه چیزی رو؟
چطوری؟ خراب یعنی چی؟؟
7. دوباره بررسی کنید: به جای اینکه انرژی و وقت خودتون صرف سرزنش کنید ببینید در چه موقعیتی این کار رو کردید؟ چه عواملی باعث شد این کار رو بکنید؟ سهم شما چقدر بود؟ چه درسی گرفتید؟ گاهی لازمه نتیجه رو جایی بنویسید... من عاشق در یخچالم برای نکات مثبت!
8. "آیا این انتقاد واقعی است؟" همه ما بسیار زیاد به منتقد درونی خودمون اعتماد داریم و فکر می کنیم خب داره راست می گه!! عملا به طرز تلقی خودمون از محیط اطراف، رفتارها و نظرات دیگران نه تنها شک نمی کنیم که مطمئنیم... و اون انتقاد ها رو بی برو برگرد می پذیریم! اما واقعا این سوال رو بپرسید: " آیا این انتقاد واقعی است؟؟"
9. خطاهای شناختی خودتون رو بشناسید و با تمرکز بیشتری مراقب خودتون باشید...
10. می دونید ما چرا انگشتمون رو تو پریز برق نمی کنیم! فقط به این دلیل نیست که انگشتمون تو پریز برق نمی ره! حدس می زنیم که اگر دستمون به برق بخوره دچار برق گرفتگی می شیم... حتی اگر برق در پریز نباشه هم چنین خطری نمی کنیم! پس شما هم در موقعیت های خطرناک عاطفی و احساسی خودتون رو قرار ندید... حتی اگر حس می کنید این موقعیت می تونه با توجه به شناختی که از عواطفتون دارید شما رو به هم بریزه! خطر نکنید...
موفق باشید..









علاقه مندی ها (Bookmarks)