به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 178

Threaded View

  1. #11
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 28 آذر 99 [ 01:10]
    تاریخ عضویت
    1387-2-31
    نوشته ها
    1,208
    امتیاز
    22,636
    سطح
    93
    Points: 22,636, Level: 93
    Level completed: 29%, Points required for next Level: 714
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteranSocial10000 Experience Points
    تشکرها
    6,336

    تشکرشده 3,618 در 912 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    144
    Array

    RE: تغییر خانم میناچ بر اساس یک برنامه ی مشخص

    مینا عزیز دلم؛ درک میکنم خستگی هات رو؛ درک میکنم چقدر ناراحتی و دلت میخواد که بری جایی از این دنیا که به غیر از آرامش اون جا چیزی نباشه!
    درک میکنم که دلت میخواد جایی باشی که احساس امنیت و عشق داشته باشی و همسرت عاشقانه دوستت داشته باشه! نوازشت کنه و محبتی رو که دوست داری ازش دریافت کنی!
    اما!
    مینا جان باور کن که هیچ مردی توی این دنیا؛ سر هیچ و پوچ و صد البته الکی بلند نمیشه که سر زنش رو بکوبه به زمین!
    تو و همسرت هر دو خسته اید! اون هم خیلی زیاد! و روز به روز این فرسودگی داره تو و البته همسرت رو از بین میبره!
    از روزی که شما وارد این تالار شدید؛ توی زندگیتون حرفی از زدن و دعواهایی که توش برخوردهای فیزیکی باشه؛ نبوده! یه سری به دلنوشته های اولین روزهای ورودت به تالار بزن!
    اما امروز که شما به تالار سر میزنید دارید از برخوردهای فیزیکی تندی که بین تون اتفاق افتاده میگید!
    زندگیتون داره رو به افول میره و شما همچنان نشستید! البته نه؛ مطمئنا اون قدر موقع عصبانیت از لحاظ روانی به همسرتون فشار میارید و به دست و پاش می پیچید که این اتفاق میافته!
    میخواید کم نیارید! میخواید تلافی همه ی این روزهایی که احساس میکنید دارید عذاب میکشید رو در بیارید! میخواید بگید که من تمام این روزها تحملت کردم و عشقی بین مون نیست!
    مینا میشه واقعا نقش خودت رو حتی لحن و بیان و کلماتی رو که خودت داشتی؛ توی آخرین دعوات با همسرت؛ برامون بگی؛ نه فقط اون اتفاقی که افتاده؟
    بینید همه ی این حرفهایی که زدم؛ فقط احساسی بود که از بین نوشته هاتون گرفتم؛ نمی دونم تا چه حد درست و تا چه حد غلطه! اما میخوام که خوب به اتفاقاتی که اخیرا رخ داده؛ فکر کنی و برنامه ی زندگیت رو بگیری دستت!

  2. 3 کاربر از پست مفید del تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 24 مهر 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 98
    آخرين نوشته: شنبه 05 مهر 93, 01:51
  2. پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: پنجشنبه 11 اردیبهشت 93, 09:49
  3. میخوام تغییرکنم...
    توسط tamanna139269 در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 44
    آخرين نوشته: شنبه 29 تیر 92, 22:43
  4. آیا تنها راه نجات زندگی ام تغییر خودم است؟ این تغییر یعنی چی؟
    توسط خاموش در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 فروردین 90, 12:55

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:43 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.