سلام t_a عزیزم
من همه حرفاتو خوندم اما در حدی نیستم که بتونم راهنماییت کنم اما از ته دلم برات دعا کردم.
عزیز دلم خیلی شرایطت سخته.ولی میدونم که خدا کسایی که خیلی دوست داررو تو سختی ها قرار میده تا روحشون صیقل پیدا کنه وعظمتشون بالاتر بره،معلومه خدا خیلی دوست داره قدر خودتو بدون.
من فقط میخوام 1نظر درباره حرف مشاورت بدم که گفتن بری تهران.
نمیدونم مشاورت اعتقاداتشون چه جوریه. اما اگه قرآنو پایبند باشن این پیشنهادو نمیدن.
تو قرآن صراحتا هر جا از پدر و مادر اومده بعد از تو حید بوده.
میدونی یعنی چی؟و هیچ جا هم نگفته که باید مومن باشن یا فلان باشن، همین که پدر و مادر باشن کافیه که ما باید وظایفمونو در قبالشون انجام بدیم.پس ترک مادرت خیلی دور از خواست خداست.
شرایط شما خیلی شبیهه دوست منه.اونم 26 سالشه و علاوه بر اینکه خانواده خوبی نداره و در عذابه به خاطر ظاهر نازیباش نمیتونه ازدواج کنه.کاش اونو میشناختی و میدیدی که الان داره چه زندگی زیبایی میکنه پر عشق به خدا.خیلی زحمت کشید و تلاش کرد تا تونست به اینجا برسه.
کاش 1مشاور بهتر پیدا کنی تا رابطت با مادرت خیلی عالی بشه و بتونی فراغت بیشتری پیدا کنی.چون وقتی همه محبت مادرت متوجهت باشه دیگه راضی به اذیت کردنت نمیشه.
انشاالله که موفق باشی گلم. خدا پشت و پناهت