خیلی ممنون از نظراتون . این اقا هنوز خواستگاری من نیومده فقط همه اش در فکر این بودیم که زودتر بهم برسیم ولی بخدا نمیدونم یهو چی شد بخدا حتی فکرشم نمیکردم یه روز این جوری از هم جدا بشیم بخدا پسرا خیلی بی معرفتن .میخواستم برم پیش مشاور ولی دوستم میگه نرو الان میخواد بهت بگه جدا شو یا صبر کن دیدم راست میگه غیر این 2 حالت چیزه دیگه ای نمیتونه به من بگه .من همه اش فکر میکنم یا بهم خیانت کرده یا مامانش نظرشو عوض مکرده اخه چند وقت پیش که با هم دوست بودیم میگفت مامانم میگه الان ازدواج واست زوده با مامانم دعوام شده میگه من زن مال فلان شهر رو واست نمیگیرم مامانش ماله یک شهر شمالی هست خوده دوست پسره من با پدرش ماله شهر من هستند یعنی از همه طرف به دوست پسر من فشار اومده بود ولی فکر نمیکنم دلیل بشه منو از خودش برنجونه شایدم فهمیده خانواده ها بهم نمیخورن خواسته منو از خودش زده کنه تا راحت تر جدا شم
بخدا دیگه خسته شدم








علاقه مندی ها (Bookmarks)