سلام .من عضو جدید سایتم از مدیران این سایت تشکر می کنم و به اعضا سلام عرض می کنم لطفا منو راهنمائی کنید .من نزدیک به 2 ساله نامزدم قبل ازدواج با همسرم آشنا شدم همسرم متاسفانه همسرم متاهل بود و من بی خبر بعد یک ماه من فهمیدم و با وجود اینکه شدیدا بهش علاقه داشتم از زندگیش بیرون رفتم و بعد چند ماه دوباره ارتباط ما شروع شد چون تمام مدارک طلاق و ... رو رو کرد و من فهمیدم که خیلی با خانومش مشکل داشت و تقریبا به نظر می رسید خانم ایشان با افراد دیگری ارتباط داشته و بلاخره بعد کلی گاراگاه بازی مچش باز شده و همسرم هم دلیل ارتباطشو با من حق طبیعی خودش می دونسته و همیشه در دروران کوتاهی که داشتیم منو نفس خطاب می کرد و ازم آرامش می گرفت خلاصه ارتباطی دوباره و سرانجام ازدواج واما مشکل من اینه که بعد از دو سال جنگ و دعوا با دروغهای همسرم ٰٰ؛ احساس می کنم بهم خیانت میکنه و چون هم زهنیت دارم و هم شواهدخیلی وضعیت بدی دارم واقعا معلق ماندم از طرفی می خواهم طلاق بگیرم و از طرفی بیان این جمله تمام بدنم رو به لرزه در میاره و ترس از آبرو ریزی .لطفا راهنماییم کنین