سلام بر دوستان

من و همسرم در زمینه های متفاوت مشکلاتی داشتیم اما مشکل حاد من از زمانی شروع شد که در مقطع دکتری رشته تحصیلی خودم در شهری خارج از محل زندگیمان شروع به تحصیل کردم. سال اول مادرم از فرزندم مراقبت کرد و فرزندم فقط شبها در کنار همسرم بود. از ان به بعد فرزندم را پیش خودم اوردم. همسرم از ابتدا سر ناسازگاری را داشت ولی به تازگی به قدری تشدید شده که دو راه پیش پای من گذاشته : یا ترک تحصیل یا قبول عواقب ماندنم (که یا طلاق است یا خیانت که بیشتر جنیه تحریک و تهدید دارد). من به هیچ وجه حاضر به ترک تحصیل نیستم حتی اگر منجر به طلاق شود. ققط نگران فرزندم هستم. چون مشکلات چندین سال زندگی من منجر به انگیزه ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر شده است و در این زمینه هیچ گاه همسرم در کنارم نبوده و همیشه جلوی من بوده. شما اگر جای من بودید چه می کردید؟ زندگی نا ارام و همراه با درگیری یا طلاق را؟ البته فرزند من 7 ساله است و اگر طلاق بگیرم ممکن است دو سال او را از دست بدهم.