نميدونم چرا زندگي شما رو كه خوندم ياد زن پسرعموم افتادم متاسفانه پسرعموم اصلا كار نميكنه مغازه داشت ولي تعطيلش كرد طفلي زنش هم شاغله هم كار بيرون ميكنه هم بچه داري تازه آقا طلبكار هم ميشه همه فاميل طرف زنشن ولي هيشكي حريف پسرعموم نميشه.حق داري خيلي سخته چون دارم از نزديك ميبينم زنش چه عذابي ميكشه من راه حلي ندارم فقط خواستم بگم ميدونم چي ميكشي ايشالا خدا بهت صبر بده و مشكلتون حل بشه
نقل قول نوشته اصلی توسط جان سخت

مشاور جلوي اون به من حرفهاي بدي زد گفت خودت خرجو بده وقتي اون نمي تونه فكر كن دوست پسرته حالا كه داره كار مي كنه گفت احساسي كه بينتون هست حيفه كه طلاق بگيري و اينك اگر دو نفر هميدگرو دوست داشته باشند تو يه اتاق 9 متري با يه تخت مي تونن زندگي كنن ............. دلم بچه مي خواد و اون گفت بچه مي خواي چيكار مگه حتما بايد بايد بچه داشته باشي
مطمئنيد ايشون مشاور بودن؟!!!!!!!!! حرفاشون از صدتا دشمن هم بدتره ...............