RE: مشکلم با بزرگی دماغ دختر مورد نظر و...
zaman90
من نمی دونم شروع رابطتون چه جوری بود!اولین چیزی که باعث شد جذب این خانوم بشی چی بود؟
واقعا حق می دم به احساستون شک کنید!واقعا دوسش دارید؟
اخه ازدواج همش منطق نیست احساس توش خیلی خیلی دخیلههه
تو ازدواج از یه چیزایی به خاطر احساسمون چشم پوشی می کنیم حتی اگر منطقا به نظر درست نیاد
از یه چیزایی هم به خاطر منطقمون چشم پوشی می کنیم حتی اگر از نظر احساسی باهاش مشکل داشته باشیم .
هم احساسمون هم منطقمون انقدر باید قوی باشن که اگر به واسطه اونا از چیزی چشم پوشی کردیم واقعا دیگه به چشممون نیاد
منم تازه عقد کردم وهمین دغدغه ها رو نسبت به نامزدم داشتم (همین نه هاا............)
منظورم اینکه یه دغدغه هایی داشتم
مثلا اینکه فکر می کردم می تونم با کسی ازدواج کنم که تحصیلاتش از من بالاتره یا هم سطحه .....(منطقم می گه مرد بایدتحصیلاتش یا بالاتر یا هم سطح باشه .......
ولی نامزد من لیسانس و قصد ادامه تحصیل هم نداره چون حرفه اش چیز دیگه ایه ...........
به خاطر حس علاقه و احساسی که بهش دارم یه درصد هم به این فکر نمی کنم که ا ا ا مثلا پدر من دکتره ...اون وقت دامادش لیسانسه
یا همسر دوستم استاد دانشگاههه اون وقت همسر من استاد یه کلاس نقاشیه...........
باور کنید حتی نوشتن اینا برای مثال هم برام مسخره می اد .........
یا من دوست داشتم همسرم پوستش تیره نباشه ...ولی الان هست منطقم می گه این رنگ پوست تیره اصلا اهمیتی نداره ولی احساسم می گه اگر سفید تر بود جذاب تر بود برام ..........
اینم با قدرت منطق ازش گذشتم و برام حل شده و کم کم اون وسواس با منطقی که داشتم کاملا از بین رفته
حتی تا همین الان که بهش فکر نکرده بودم یادم رفته بود که اون اوایل دلم می خواست رنگ پوستش روشنتر باشه ...........الان رام همین رنگ پوست جذاب و قشنگه
ولی شما وقعا نمی تونید خودتون رو قانع کنید و تا زمانی هم که نتونستید ازدواجتون به صلاح نیست ........
مرا دوست بدار
اندکی،ولی طولانی
علاقه مندی ها (Bookmarks)