به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 55

Threaded View

  1. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 16 مرداد 92 [ 00:03]
    تاریخ عضویت
    1389-10-15
    نوشته ها
    600
    امتیاز
    6,453
    سطح
    52
    Points: 6,453, Level: 52
    Level completed: 52%, Points required for next Level: 97
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class5000 Experience Points1000 Experience Points
    تشکرها
    1,919

    تشکرشده 1,958 در 415 پست

    Rep Power
    77
    Array

    RE: فردا براي هميشه اسمش از شناسنامه من خط مي خوره


    من از اولشم كه شوهرم از خونه رفت هيچوقت جلوي مادرمينا خودمو ناراحت نشون ندادم . الانم خدا رو شكر خيلي حالم خوبه و متاسفانه به جاي اينكه خانوادم تو اين شرايط دركم كنن و خودشون تشويق كنن كه بيشتر برم تفريح تا روحيه ام عوض شه تا ميشنون كه من با دوستام رفتم بيرون يا مسافرت جيغ و دادشون ميره رو هوا .
    خواهرم هميشه طوري باهاشون رفتار مي كنه كه جرات نمي كنن به اون چيزي بگن يا توي كاراش دخالت كنن ولي من از ترس اينكه ناراحتشون كنم و به خاطر اينكه نمي خوام دلشون بشكنه سعي مي كنم هميشه باهاشون مدارا كنم ولي ديگه خيلي كاراشون آزاردهنده شده .
    من اگه دو روز بگذره و نرم خونشون مامانم زنگ مي زنه خونمون و تيكه بارونم ميكنه كه بازم كجايي پيدات نيست . انگار من ديگه كار و زندگي ندارم . ولي هيچوقت جرات نمي كنن با خواهرم اينطوري رفتار كنن .
    الان يكساله گذشته كه من تنهام و خودشون مي بينن كه تا حالا مشكلي نداشتم يا حداقل اگه هم داشتم با كمك دوستام حل كردم كه اونا نفهمن و نگرانم نشن ولي بازم اين حرفا و كاراشونو ادامه ميدن . من مطمئنم بيشتر از اينكه نگران من باشن نگران حرف مردمن و خيلي براشون مهمه كه ديگران الان چي مي گن .
    وگرنه ايندفعه كه سعي كردم خيلي آروم و منطقي با مامانم صحبت كنم و بگم كه من اينطوري راحت ترم و هيچ مشكليم ندارم ديگه اخرش كه مامانم كم آورد گفت آره ديگه تو راحتي ديگه . ماييم كه همش حرف و حديث ميشنويم . آخه كدوم دختري رو ديدي وقتي جدا ميشه از شوهرش بره تنها زندگي كنه همه برمي گردن خونه باباشون . آخه اينم شد دليل كه حالا چون دو سه نفر تو فاميل طلاق گرفتن و برگشتن خونه باباشون منم مثل اونا رفتار كنم ؟
    من نمي دونم واقعا در قبال اين رفتاراشون چه جوري رفتار كنم . اگه بزنم تو ذوقشون بهشون برمي خوره بابام قهر مي كنه و مامانم گريه مي كنه اگه هم بخوام به حرف اونا زندگي كنم كه ....

  2. 6 کاربر از پست مفید saboktakin تشکرکرده اند .

    saboktakin (یکشنبه 06 آذر 90), کلانتر جو (دوشنبه 30 بهمن 96)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.