سلام
من قبلا هم يكبار موضوع طرح كردم كه تا حدي بهم كمك كرد
اما يه موضوعي كه مدت هاست درگيرشم اين هست كه من با اينكه ظاهرا زنگي خوب و آرومي دارد و به موفقيت هاي زيادي هم رسيدم اما اصلا احساس خوشحالي نمي كنم،با اينكه فقط ١٩سالمه.
من تماما احساس تنهايي مي كنم با وجود اينكه دوستان زيادي دارم....از اين وضع خستم ديگه نمي دانم بايد چيكار كنم تا از اين تنهايي در بيام،اصلا دارم از اين تنهايي مي ميرم از همه چيز خسته شدم!
تو خانوادمم احساس تنهايي مي كنم اصلا من براي هيچكدومشون مهم نيستم ساعت ها گريه مي كنم ولي كسي حالم رو نمي پرسه...ديگه دارم ديوانه ميشم!
يك مشكل ديگم دارم و مسىله خواهرم هست كه از من بزرگتره و همش با رفتارش آزارم ميده،همش ميگه من رو همه ميگن چه خوشگلي،چقدر از خواهرت جوانتر ميخوري،همه دوستم دارن(منظورم جنس مخالفه)و غيره....!
خوب منم جونم غرور دارم ناراحت ميشم تازه مامانم هم با حركاتش و رفتارش اون رو تاييد ميكنه ولي هميشه با من مشكل داره و ميگه همه سختي هاي زندگيم از تو هست!
خوب چرا من رو به دنيا آورده وقتي نمي خوادم اما خودش معتقد من هردوتون يك اندازه دوستون دارم اما در عمل يك چيز ديگه ست!
من مشكلاتم زياده تنهايي و بي توجهي اطرافيان!
خواهش مي كنم كمكم كنيد![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)