نه پسر خوب
مگه دوست معمولیته عید به عید یدونه اسمس میدی؟؟
بجا اینکه این تصور رو ایجاد کنی که امیر هم از این دوری راضی هست
پاشو یه زنگ بهش بزن
اصلا یه قرار بذار باهم برید بیرون امروز
بهش بگو که تحمل دوریش رو نداری
بگو که تمام اشتباهات گذشته رو میخوای جبران کنی و پیش مشاور میری
بگو که دیگه دلت نمیخواد دوست بمونید و میخوای زن و شوهر رسمی باشید که همیشه کنار هم باشید
اگه هم گفت میخواد فکر کنه نگو باشه
بگو اجازه بده فعلا برید خواستگاری رسمی و بعدش باز زمان داره فکر بکنه
به خانوادت هم بگو واسه اول همین هفته بعد یه قرار بذارید و برید خواستگاری
توی محرم و صفر هم مقدمات عقد رو فراهم میکنید
بعد صفر هم مراسم رو میگیرید
غیر از این هر راهی بری و بخوای کش بدی قضیه رو اون دختر بیشتر ازت ناامید میشه
نذار فکر کنه نبودش اینقدر برات بی اهمیت هست که راهت میتونی اینهمه وقت ازش بی خبر باشی
ببینم امروز چیکار میکنی
موفق باشی داداش
راستی میری دیدنش گل رو فراموش نکنی










علاقه مندی ها (Bookmarks)