نظر رجال عامه و ديگران در باره على عليه السلام :
لو ان المرتضى ابدى محله لخر الناس طرا سجدا له (شافعى)
ابى الحديد دانشمند بزرگ معتزلى در اوائل شرح نهج البلاغه چنين ميگويد:
چه گويم در باره مردى كه دشمنانش بفضل و برترى او اقرار كردند و نتوانستند فضائل او را كتمان كنند و كوشش كردند كه بهر حيله و تدبيرى آن نور ايزدى را خاموش سازند لذا دست بتحريف حقائق زده و در صدد عيب جوئى در آمدند و در تمام منابر او را لعن كردند و مداحان آنحضرت را ارعاب نموده و بلكه محبوس و مقتول ساختند و از نقل هر گونه حديث و روايتى كه متضمن فضيلت و بلند آوازى او بود مانع شدند!اما هر كارى كردند بر عظمت و علو مقام او افزوده گشت همچنانكه مشك را هر قدر پوشيده دارند عطرش آشكار گردد و آفتاب را با كف دست نتوان مستور نمود و روز روشن را اگر چشمى (در اثر نابينائى) نبيند چشمهاى ديگر آنرا ادراك نمايند.و چه گويم در حق مردى كه هر گونه فضيلتى بدو منسوب و او رئيس فضائل و چشمه جوشان آنها است و تمام مناقب را زينت و شرافت باو است و هر كس هر چه از علوم و دانشها اكتساب كرده باشد از خرمن علوم او خوشه چينىكرده است و معلوم است كه اشرف علوم و دانشها علم الهى است زيرا شرف علم بشرف معلوم است و اين علم الهى از كلمات حكيمانه آنحضرت اقتباس شده و نقل گرديده و ابتداء و انتهايش از او است......
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^ ^^^^^^^
یکی از علما نقل می کرد :
شاعری به نام حاجب در مسئله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و این شعر را در مورد شفاعت سرود:
حاجب اگر معامله محشر با علی است من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن
شب در عالم خواب امیرمومنان را دید که خشمگین بود و به او فرمود:«شعرخوبی نگفتی » شعرت را اینگونه تصحیح کن:
حاجب اگر معامله محشر با علی است شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)