من خیلی وقته که دنبال حل مساله هستم الان یکسال از ازدواج من می گذره یکلساله من دغدغه دارم همه ازدواج می کن به ارامش می رسن من یکساله دارم از استرس می میرم هر روز امید دارم که فردا بهتر میشه . من تمام راه های ممکن رو امتحان کردم جدی حرف زدم قهر کردم داد زدم منطقی حرف زدم نامه نوشتم مدام گفتم من کنار توام مقابل تو نیستم من دوست دارم پول که هیچی جانم رو هم برات می دم ولی فایده نداره خانوادش رفتارهاش رو تایید می کنن حمایتش می کنن حتی بارها دیدم توی جمع مادرش ازش تعریف می کنه برای دیگران ازش یه فرشته می سازه خیلی مشاوره رفتم همه ابراز تاسف می کنن هیشکی کمکم نمی کنه .راه دیگه ای ندارم نمی تونم جدا بشم خانوادم نمی زارن خلاصه خیلی گیجم ،نگرانم از همه بدتر تنهام، می ریزم تو خودم روم نمی شه به نزدیکانم مشکلمو بگم هر چند کم و بیش می دونن .
اگه یکی بود تو فامیلمون که هر دومون قبولش داشتیم و می تونستم باهاش حرف بزنم که بیاد و مشکلات منو مطرح کنه خیلی خوب می شد البته خاله خودم هست هم علی قبولش داره هم می تونه خوب صحبت کنه و مطلبو برسونه فقط یه عیب داره اون هم اینکه دهن لقه مشکلم شاید حل بشه ولی کل فامیل می فهمن گزینه دیگه ای هم ندارم









علاقه مندی ها (Bookmarks)