سلام نازنین
امیدوارم حالت خوب باشه
من تاپیک قبلی تورو هم خونده بودم و برا همین میگم باید خدارو شکر کنی که شرایط جوری شد که عقد نکردین
برا همین با نظر اونایی هم که میگن زود عقد کن مخالفم
الان یه مشکل بزرگ بین شما هست که تا حل نشه عقد درست نیست
درسته که تو میگی بقیه رفتارهاش خوب هست
اما اینرو هم در نظر بگیر که فقط بیمار روانی هست که تمام رفتارهاش مشکل داره 100%
در حالت معمول ما هممون خیلی محاسن داریم ولی ممکنه فقط یه رفتار بد داشته باشیم,اما اون رفتار بد اینقدر اذیت کنه که بقیه خوبیها رو هم تحت تاثیر بذاره
پس هیچوقت اینجور فکر نکن که 10تا خوبی داره و 1بدی,از این بگذرم
این گذشتن باید وقتی بشه که اون بدی اونقدر کوچیک باشه دیگه خوبیهارو هم از بین نبره
الان در مورد شما همچی رو تحت تاثیر خودش گذاشته
البته اینکه میگم بدی فقط و فقط از دید تو هست
من که اون آقا رو نمیشناسم
چون این مورد هم عین خیلی چیزهای دیگه هست
فرضا من گشنگی میکشم ولی کدو نمیخورم
در مقابل مامانم اینقدر دوست داره و سرخ میکنه با نون میخوره
پس اینکه میگی "این چیزهایی که منو دچار تردید کرده از نظر دیگران چقدر قابل اهمیت هستش" نباید برا تو مهم باشه, باید ببینی خودت چه احساسی داری,راضی هستی یا عذاب میکشی
البته منم اگه جای تو بودم با توجه به اخلاق خودم نارحت میشدم اگه طرفم با من اینجور رفتار میکرد
منم اگه جای تو بودم میترسیدم که وقتی طرفم بعد از صیغه محرمیت اینقدر عوض شده بعد از عقد و عروسی به کجا خواهد رسید.
الان اونوقت شماست که باید فقط خوشی بین شما باشه,
اونزمان هست که همه دل و قلوه رد و بدل میکنن و حسابی برا طرفشون مایه میذارن
نه وقت اونکه ارتباطش رو با تو قطع کنه که بخیال خودش تورو تنبیه کرده که دیگه از اون حرفها نزنی
پس من نظرم این هست که خیلی باید روی این رابطه و ادامش دقت کنی
این مسایل اگه حل نشن بعدا خیلی بزرگتر میشن.....
راستی یه مسله دیگه که میخوام بهت بگم در مورد گفتن مسایل به مادرت هست
من میگم که بگو حالا که بعد از این مدت مشکل حل نشده
هم مادرت هست و میتونه راهنمایی کنه و هم از الان در جریان تنش بین شما باشه
دیگه محرم شروع شد و یهو میبینی همه دارن آماده میشن برا جشن عقدتون
از الان بدونن خیلی بهتر هست
شاید تو نیاز داشته باشی زمان بیشتری برای شناخت بذاری
البته میدونم که همه اینها خیلی سخت هست
آدم توی یه دوستی ساده به مشکل میخوره زندگیش بهم میخوره
حتی تموم کردن رابطه براش سخت میشه, چه برسه به شما......
ولی چاره چیه نازنین
الان تو 2راه بیشتر نداری
یا خودت به اونجا میرسی که همچی خوب و گل و بلبل هست و لباس عروس تنت میکنی
یا همچی رو تموم میکنی
اینکه ادامه بدم و کم کم درستش میکنم و بهتر میشه و عوضش میکنم رو از سرت بیرون کن
اون آقا پسر هم 2راه داره عاقبتش !
یا متاسفانه مثل خیلیها که سوزنشون توی این مسله اینجا گیر میکنه تا وقتی بتونن دنبال اینجور مسایل میرن
و عین مردهای قدیم قدیم رفتار میکنن متاسفانه......
و خیانتهایی که میشه...........
یا بعد از رسیدن به خواستهایی که توی ذهنش ساخته,توسط تو به آرامش میرسه و میشه یه مرد خوب برای زندگی
اینهم دیگه چیزی هست که من نمیدونم چجور میشه تست کرد
اگه کسی بلد هست بگه








علاقه مندی ها (Bookmarks)