من اومدم با یه خاطره جدید........
جمعه من و همسرم دعوت بودیم خونه خواهر همسرم برای تولد پسرش.من اون روز یه کم حالم بد بود و زیاد سر حال نبودم.وسطهای مهمونی دیدم یکی بهم اس ام اس داده خوندم دیدم همسرمه (چون آقایون دور هم رو مبل نشسته بودین و خانمها هم یه کم اون ورتر پیش هم و من جفت همسرم نبودم) نوشته:عزیزم حالت خوبه؟ منم جواب دادم که آره خوبم مرسی. بعد همسرم جواب داد:آخه یه بار صدات کردم جواب ندادی فکر کردم از چیزی ناراحتی اما فکر کنم نشنیدی. منم خیلی خوشحال شدم که تو اون شلوغ پلوغی همسرم این قدر حواسش به منه![]()








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)