چه جالب.یکی از بچه ها هم مشکل شما رو داشت اما برعکس بود یعنی شوهرش باهاش رابطه برقرار نمیکرد و این دختر واقعا دچار ناراحتی روحی و جسمی شده بود.چون رشتش بیمارستانی بود انواع داروها رو به خورد شوهرش داد اما فایده نداشت.تا بلاخره پیش مشاور رفتن و متوجه شدن مشکل شوهرش چیه و حل کردن.
ببین عزیزم با این اوضاع هم تو و هم شوهرت واقعا اذیت میشین.پس دو راه بیشتر نداری یا خجالت رو بذاری کنار یا انقد به این روش ادامه بدی تا خدایی نکرده یه مشکل حاد پیش بیاد.کدوم راهو انتخاب میکنی؟
ببین گلم من میدونم متاسفانه در مورد این نوع رابطه و شب عروسی انقد داستان پردازی شده و حرفای خاله زنکی شنیدیم که تصوراتون رو کاملا بد کرده و نمیدونم چقد تا حالا از این حرفا رو تو شنیدی اما بدون خوب و بد بودن این رابطه رو تو و شوهرت تعیبین میکنین.ازشوهرت بخواه چند مرتبه رابطتون فقط در حد معاشقه باشه و انقد ادامه بده تا تو هم مایل به انجام final کار بشی.در عین حال با مشاور هم صحبت کن تا ترست و ذهنیت بدت رو از بین ببره








علاقه مندی ها (Bookmarks)