سلام داملا گرامی،
راستش فقط می خوام چند جمله بگم، شاید که به دردت بخوره!
- قبلنا یه درسی پاس کرده بودم به نام منطق! نمی دونستم اون درس، همین منطقی هستش که روزانه همه به کار می برن!
یه روز که حرف از منطق می زدم، یه دوستی بهم گفت بگو منطق چیه که این قدر اسمش رو می گی؟
من گفتم حرفی که عقلم می زنه!
جواب من اشتباه بود! چرا که عقل هر کسی بنا به یادگیری ها و تجریه هاش، یه چیز رو درست می دونه!
در نهایت بهم گفت این منطق، همون منطقس هست که پاس کردی!
همون اگر X آنگاه Y
مثال: پشیمانم که اون کار رو کردم و حالم خیلی گرفتس------->> ناراحت باشی، اون کاره اشتباهت جبران می شه؟------->> نه!!!--------->> پس ناراحت نباش و سعی کن دیگه تکرار نکنی!
- خب، نکته ی دوم، اینه که اگه می خوای یه رفتارت تغییر کنه، یه شبه که این اتفاق نمی افته که! امکان داره یک سال زمان ببره! شایدم بیشتر! فرض بگیر از بچگی این خصوصیت رو داشتی، و این خصلت همین جور پرورش یافته و امکان داره بنای خیلی رفتارهای دیگه هم باشه! اصلا انتظار نباید داشته باشی یک هفته تغییر کنه! کلی ریشه داره!
مرحله ی اولش، خواستن تغییره!
مرحله ی دومش پیدا کردن راه حل هستش،
مرحله ی سوم تا صدمش، تمرین و تمرین و تمرین و تمرین!!!!!
بدونه تمرین نمی شه!!!!!!!!!!!!
- واما نکته ی بعدی، روی حرف همه فکر کن، حتی یه بچه ی 6 ساله! هر نوشته ای رو که می خونی، حتی نوشته ی روی دیوار رو هم روش فک کن، شاید جوابت توی همین حرف و نوشته ها نهفته باشه!
چه بسا که راه حلت توی این پست هایی که دوستان زدن نهفته باشه و شما سرسری گذشتی و منتظر جواب افراد خاصی بودی!
معذرت می خوام، اما این حرکت رو قبلا هم از شما دیده ام! حتی از عنوان تاپیک قبلیتون هم مشخص بود: فرشته ی مهربان، کمک می خوام (یه همچین چیزی بود)
خوده من، هر وقت یه سوال یا یه مشکل برا پیش اومده، وقتی دنبال جوابش بودم، خیلی راحت تر از اونی که فک می کردم پیدا می کردم! شاید باورت نشه، خیلی وقتا، شب موقعه خواب یه سوال اومده توی ذهنم، فرداش بدون این که بخوام جوابم رو گرفتم! از میون حرفای افراد، از یه نوشته! خیلی جالبه برا خودم!
- و نکته ی آخر، سخت نگیر! شما اصلا نمی تونی بگی که می خوام گهگاهی از منطقم استفاده کنم، مطمئن باش شما خیلی بیشتر از اونی که فکر می کنی از منطقت استفاده می کنی، چند تا رفتار احساسی از خودت دیدی و پیراهن عثمان کردی! یه نگاه بنداز ببین کجای زندگی هستی، آیا یه آدم کاملا احساسی، به این مرحله می رسه؟
من که بعید می دونم!
نتیجه:
اول از همه سعی کن منطق رو برا خودت تعریف کنی تا بتونی بهش برسی!
موفق باشید دوست گرامی











علاقه مندی ها (Bookmarks)