همین مسائل باعث شده که سن ازدواج رفته بالا.توقعات رفته بالا.اولویت ها پیچیده شدن در نتیجه به قول خودتون دایره انتخاب کوچیک می شه.من کاری به ادامه تحصیل در خارج از کشور ندارم.ولی این اصلا درست نیست که خوتون فرصت های ازدواجتون رو با این معیارها از دست می دین.این طور که معلومه تحصیلات واستون خیلی مهمه.اما واقعا چرا؟مگه همه این ها واسه آرامش نیست؟من نگران همسر آیندتونم اگه همین طور که گفتم باشین.چون درستون مهمتر از اونه.ای کاش قبل از ازدواج کمی تغییر بدید فکرتونو.واقعا چرا فکر می کنید هم رشته بودن باعث همراهی خانومتون می شه؟.چه تضمینی داره که باعث رقابت نشه؟.باعث نشه مسائل کاری رو با مسائل شخصی قاطی کنیم.نگید نه چون ما انسانیم رباط که نیستیم.یه موقع بیرون از خونه یه اختلاف نظری داریم بعد بیایم خونه به کلی بذاریم کنار و حالا فرد مقابل بشه خانوم خونه شما هم یه مرده عاشق پیشه واقعا فکر می کنید این طور می شه؟
یه عمر بدو بدو دنبال خوشبختی ولی غافل ازین که خوشبختی رو پشت سر گذاشتیم








علاقه مندی ها (Bookmarks)