نه اصلاً امکان کار یه جای دیگه واسم فراهم نیست. یعنی شوهرم دوست نداره.
آره معمولاً تا عصر چند باری همدیگه رو می بینیم. یادمه وقتائی که نامزد بودیم و من مرخصی بودم. عصر که همدیگه رو می دیدیم می گفت اینجوری خیلی خوبه من وقتی تا عصر نمی بینمت دلم برات تنگ می شه اون موقعها پینهادش این بود که من خونه نشین بشم. ولی من مخالف بودم.
خوب حالا بریم سر مسئله همکارم: با لحاظ این صحبت چرا همکارم رو که دائم جلو چشش بود یعنی مدتی تو اتاقش همکار بودن و بعد اتاق بغلی ، از چشش نیوفتاد و بیشتر مجذوب اون شده بود. البته توی حرفاش انکار می کرد ولی کل رفتاراش حاکی از این مسأله بود.
مرسی دوستم چشم رفتم تو لینکی که گفتی