وقتی در دنیا هر چیزی در معرض تزاحم است ,باید بین دو امر متضاد مقایسه کرد و ارزشمند تر و طولانی تر را برگزید .
اگرچه طولانی بودن شادی یک ارزش است , ولی این تنها کافی نیست !
واقعا بعضی شادی ها هستند که یه لحظه شون می ارزه به یک عمر .عاشق دل باخته که چندین سال فراق محبوب کشیده ,یک لحظه ی دیدار محبوب برایش چقدر می ارزد ؟با یک عمر شادی های دیگر برابری می کند .پس شدت و ضعف هم معیاری هست که باید سنجید و روی آن حساب کرد .
ما واقعا عاشق کی یا چی هستیم ؟
عاشق هرچیزی باشیم به همون اندازه ارزش پیدا می کنیم .
عاشق خوراکی و شکم و خوشگذرونی ؟
عاشق پول ؟
عاشق خونه و زمین و ملک؟
عاشق ماشین ؟
عاشق همسرو فرزند ؟
عاشق تحصیلات و مقام و ریاست ؟
عاشق همه چیزهای اعتباری یا عاشق خدا ؟
ما شادی هایی داریم کودکانه ,مثل بچه ها که با اسباب بازی شاد می شن شاد میشیم !
راستی ما کی تصمیم می گیریم بزرگ بشیم ؟
آیا درسته همیشه خودمون رو کودک پنج ساله نگه داریم ؟یا وقتی جوون شدیم این طور وسیله ی شادی مون رو تامین کنیم سرگرمی های غفلت زا و خردکش , مستی آور و مانند این ها ؟.
در بحث بعدی به "وعده شادی در قران "و "آیا قران شادی رو مذمت کرده ؟چه جایی ؟" اشاره می کنم








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)