سلام .
اينم همه مدلهايي كه ميتونستم زندگي كنم :
الان تمام هزينه هايي كه خانوادم براي من انجام دادن و خواهند داد (بابت مراسم بله برون ، نامزدي ، جهاز و مقداري هم كمك براي خريد منزل ) حدودا مبلغ قابل توجهي ميشه .(به علاوه اينكه قبلا هم چند جا سرمايه گذاري كردم ) همه اين پول رو ميبردم يه كشور ديگه و يه زندگي براي خودم (تنها خودم ) تشكيل ميدادم . ادامه تحصيل ميدادم و در نهايت حتي اگر مورد مناسبي براي ازدواجم پيش نميومد تا انتها مجرد ميموندم . اما به همه اهداف شخصيم ميرسيدم .
من علاقه چنداني به زندگي خانوادگي ندارم . چون هميشه احساس كردم براي خانومها اتلاف وقته .من متاسفانه علاقه اي به بچه و ... ندارم .
با كسي ازدواج ميكردم كه عقايدي شبيه خودم داشت . از ايران ميرفتيم بچه دار هم نميشديم . آدمهايي كه صبح تا شب درس ميخونند و نهايتا به تفريح خودشون ميرسند .
همسر من هميشه معتقده آدم نبايد خلاف جهت زندگي كنه . البته اصراري براي زود بچه دار شدن نداره ،اما در كل بچه رو (در شرايطي كه آدم توان بچه دار شدن داشته باشه )جز لاينفك زندگي ميدونه .
ميدونيد من واقعا آدم مسئوليت پذيري هستم . اگر اينطوري حرف ميزنم دليل بر اين نيست كه آدم بي عاطفه يا مسئوليت گريزي هستم . اينها فقط واگويه هاي دلمه . وگرنه باور كنيد هم بي نهايت همسرم رو دوست دارم هم احترامش رو دارم و هم اينكه براي زندگيم كم نميزارم .
اگر اينجا دردودل ميكنم چون اگر اين حرفهارو به كسي بگم اول اينكه باور نميكنه دوم اينكه نميخوام وجهه زندگيم جلوي كسي خدشه دار شه .
از مسئوليت ازدواج هم گريزون نيستم . چون تجربه دارم . باور كنيد همين الان تقريبا 8 ساله تمام مسئوليتهاي خونه مادريم به عهده منه . از خريد مايحتاج گرفته تا راه انداختن مهمونيهاي 100 نفره . شايد اگه برم سر زندگيم مسئوليتم كمتر هم بشه !
برام دعا كنيد كه به اين باور برسم كه بهترين كارو انجام دادم .








علاقه مندی ها (Bookmarks)