سلامی گرم به دوستان عزیزم
مخصوصا ماهی91 عزیزمپویا جان
رایحه عشق مهربون
گلنوش 67خوبم
شبنم عزیزم
شایانا جان
بهار 66 مهربونم زهرا خاتون عزیزم
مسعود عزیز
هما 11 خوبم
ویدا: جانم43: تابا مهربون
الان یک ماه از آخرین پستم می گذره و می خوام نتیجه نهایی رو به دوستانم اعلام کنم
مشکلم خدارو شکر با خواهرشوهرم حل شد ، بعد از اینهمه ماجرا خیلی سعی می کنه که منو ناراحت نکنه حتی بعضی مواقع که دخترش هم کار نادرستی رو انجام می ده پیش ما به او هم تذکر می ده که دیگه هیچ مشکلی پیش نیاد و حتی یه حرفهایی هم که می زنه و باعث ناراحتیم می شه وقتی متوجه حرفش می شه سعی می کنه که اون حرف رو به شکل صحیحش بیان کنه که بشه انتقاد از نوع درستش و یا یک نصیحت پسندیده از جانب یک بزرگتر که من هم با کمال میل قبول می کنم
خلاصه مادرشوهرم هم که خیلی دوستم داشت الان دیگه بیشتر از قبل دوستم داره و بهم خیلی نزدیکتر شده و از همه مهمتر اینکه پدرشوهرم هم که زیاد با من حرف نمی زد الان حتی با منم هم سربه سر می ذاره و حتی بعضی موقع ها پیش خودش برام جا باز می کنه که کنارش بشینم
در مورد خواهرشوهر کوچیکمم رفت و آمدم رو کمی محدود کردم و هر وقت که می خوام برم خونشون سعی می کنم که با جمع خانوادگی باشه تا پیش ما هم عادت کنه به محجوب بودن
در مورد برادرشوهرام هم که زیاد باهاشون مشکلی نداشتم و همون رفتار طبیعی رو داریم
اما در مورد جاریم که فکر کنم نیاز باشه تا که یه تاپیک دیگه باز کنم و حتی توی این قضیه تردید دارم که آیا ارزشش رو داره که به خاطرش وقت بزارم یا نه چون اون یه آدمیه که همیشه منتظر تا از پشت خنجرش رو تا ته فرو کنه به خاطر همین باهاش همون در حد سلام و احوالپرسیم
همینکه تونستم به کمک شما عزیزان مشکلم رو برطرف کنم و شاد زندگی کنم خیلی خوشحالم و خدارو شاکرم
این تاپیک هم به پایان رسید و از ریيس عزیزمون می خوام که این تاپیک رو هم قفل کنه و جزء نتیجه داده ها حساب بشه
به امید اینکه یه روزی غم از روی زمین برداشته بشه و توی این تالار همه از خوشی بگن







پویا جان

علاقه مندی ها (Bookmarks)