[/b][/color]

نقل قول نوشته اصلی توسط hasan408
سلام دخترخوب
این کارایی که شماانجام دادی درسن وسال شما تا حدودی طبیعی هست که همه چیز رو بااحساسات عجولانه آدم انجام میده ولی دختر خوبم آیا هرچی اون خواسته ازگذشته ات براش گفتی؟ منظورتون کدوم گذشته است ؟ کارایی که با خودش بودم انجام دادم و یا قبل از دوستی با اون ؟
آیاارتباطی با شخص دیگری داشتی؟یافقط درحدتلفن بوده.؟امیدوارم وضع رو خراب تر ازآنچه فکر میکنم نکرده باشی ببخشید من متوجه نمیشم شما چه زمانی رو میگید ؟
ببینم آیا میخای که فرامشش کن ؟ البته شاید کارساده ای نباشه ولی باید بخای. [color=#2F4F4F][b] کیو فراموش کنم ؟

فرشته مهربان به خدا من دق کردم، پس چرا راهکارهاتون رو نمیگید ؟ من منتظر جواب شما هستم.

فرشته مهربان عزیز لطفا به این سوال هم پاسخ بدید که من باید گذشته ام رو هم بهش بگم ؟ با اینکه میدونم که براش خیلی مهمه. یعنی شما هم که دیگه حتما از رفتارهاش متوجه شدید که خیلی براش مهمه.الان که کارهای زمان حالم رو براش گفتم، باز فکرم رفته طرف گذشته. باز عذاب وجدان دارم از پنهونکاری گذشته. اگه بهش بگم که دیگه حتما میکشه هردومونو . دیگه من طاقتشو دارم و نه اون . این حس لعنتی هم دست از سرم برنمیداره . شما هم که متاسفانه جوابی نمیدید