بعضی موقع ها این سادگی و مهربونی شوهرم عصبانیم می کنه. مثلا در مقابل اکثر افراد کوتاه میاد حتی اگه حق با اون باشه . اگه یکی قلدر باشه که دیگه حتی از طرف معذرت خواهی می کنه. من دوست دارم مثل برادرام بتونه از خودش دفاع کنه. یه جاهایی نمی تونم روش حساب کنم و این نا امیدم می کنه. حس می کنم به شدت از بحث کردن و دعوا کردن می ترسه. مثلا چند وقت پیش یه مانتویی خریده بودم که بعد از 2 بار پوشیدن پارچش خراب شد در صورتی که فروشنده خیلی تعریف کرده بود. من هم با شوهرم رفتم سراغ فروشنده ولی حتی اون از ماشین هم پیاده نشد ببینه من دارم چی کار می کنم!‌این رفتار باعث شده که بخوام همه چیزو خودم حل کنم و همیشه خودم دفاع کنم از حق خودم و خانواده و یه جورایی باعث شده یه کمی عصبی شم.من نمی دونم چی کار کنم که وادارش کنم جاهایی که حق با اونه از حق خودش دفاع کنه.