به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 17

Threaded View

  1. #1
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 آذر 91 [ 15:38]
    تاریخ عضویت
    1389-3-03
    نوشته ها
    309
    امتیاز
    4,602
    سطح
    43
    Points: 4,602, Level: 43
    Level completed: 26%, Points required for next Level: 148
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    953

    تشکرشده 977 در 191 پست

    Rep Power
    48
    Array

    گاهی وقتا عصبانی میشم و همسرم......

    سلام دوستان عزیز..خداروشکر زندگی من و همسرم خیلی خوبه و الان 6ماهه از عروسیمون و مستقل شدنمون میگذره...همه چی آرومه و خداروشکر عاشق همیم...همسرم خیلی خونسردو آرومو مهربونه و خیلی خیلی خیلی کم عصبانی میشه ..میتونم به جرات بگم توی یه سال که از عقدمون میگذره هیچ وقت عصبانیتشو ندیدم...اما راستش من یه وقتایی عصبانی میشم ..بدوبیراه نمیگم اما دلیل عصبانیتمو میگم با یه حالت یخورده عصبی..و معمولا همسرم سکوت میکنه و میگه آروم که شدی هم صحبت میشیم و بعدش حرف میزنیمو...حل میشه...
    نمونشو میگم: دیروز عروسی یکی از اقوام همسرم بود و من از ظهر رفتم آرایشگاه ..و ناهار هم نخورده بودم..خیلی هم خسته شده بودمو سرم خیلی درد میکرد و از صبحش هیچی نخورده بودم..وقتی مراسم تموم شدو من سوار ماشین شدم به همسری گفتم عزیزم خیلی خستمو حالم بده اگه میشه نریم عروس کشونی..همون موقع بود که خواهرشوهرم اومد توی ماشین و با اینکه داداش همسری و دامادشون هم ماشینشون جا داشت اومدن توی ماشین ما و همسری نگفت بهشون که ما نمیاییم و رفتیم و یه یه ساعتی طول کشید و منم حالم واقعا بدبود خلاصه همون موقع اخمام توهم رفت و پیام دادم به همسری که از دستت دلخورم و... خلاصه همسری که واقعا دید ناراحت شدم بعد از یه ساعت و ..گفت اونها برن خونه عروس و ما دیگه میریم خونه...راستش منم توی راه عصبانی شدم و از فرط خستگی یخورده تند شدم و به همسری گفتم شما که دیدی حالم اصلا خوب نیس و ماشینهای دیگه هم جاداره چرا این همه راه اومدیمو.. آخرش رفتیم خونه و زهمسری واسم غذا گرم کردو قبل از اینکه لباسهامو در بیارم اصرار کرد که اول غذا بخورم..کم کم حالم بهتر شدو آروم شدم..همسرم دلخور شد از اینکه چرا عصبانی شدم ..خلاصه حرف زدبم اما همسرب میگه من خیلی زود عصبانی میشم و اون هم ناراحته ....البته منم عذرخواهی کردمو بوسیدمش..و بهش گفتم که خودش کمکم کنه که خوب بشم

    نمیدونم چیکار کنم آیا رفتار من اشتباه بود؟ من وقتی حرفامو میزنم و تخلیه میشم آروم میشم.....
    چیکار کنم که از دلش دربیارم هرچند که همسرم آروم شد و مثل همیشه ابراز علاقه کردو صبحی رفت سرکار

  2. کاربر روبرو از پست مفید پریماه تشکرکرده است .

    پریماه (سه شنبه 26 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. فشار عصبی و فکری در مورد کارم
    توسط bb12 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 خرداد 94, 01:33
  2. اعصاب فوق العاده ناراحت خواهرم
    توسط نازنین 2 در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: سه شنبه 15 اردیبهشت 94, 21:17
  3. خواهر و برادر ناسازگار و اعصاب خورد کن
    توسط من راضیه هستم در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 اردیبهشت 94, 13:12
  4. چرا اینقدر عصبی؟چرا اینقدر عصبانی؟
    توسط کاربر19 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: جمعه 24 مرداد 93, 12:06
  5. چگونه با همسر عصبانی و پرخاشگر کنار بیایم؟
    توسط دختر بیخیال در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 21 اسفند 92, 09:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:36 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.