سلام پرشور يه تازه وارد به بچه هاي باصفاي همدردي، اين اولين تاپيك منه و ان شاالله كه باب آشنايي خوبي باشه:يكي از دوستانم در زندگي خود با مشكلي مواجه شده است و من مي خواهم در حل اين مشكل با كمك گرفتن از نظرات شما دوستان جديدم به ايشان كمك كنم.
دوست من 4 ماه است كه زندگي مشترك خود را آغاز كرده است. قبل از ازدواج همسرش به او گفته بود كه بسيار گرم مزاج است ولي بعد از اين 4 ماه دوستم متوجه نوعي بي ميلي و باصطلاح سردمزاجي در ايشان شده است، علت را مستقيما از همسرش مي پرسد و او هم در ابتدا بهانه هاي مختلفي مي آورد تا اينكه هفته پيش صراحتا به دوستم گفته كه او قبل از ازدواج عاشق دختري بوده است كه به هم نرسيدند و اين مسئله براي اين آقا خيلي گران تمام شده، طوري كه ازدواج با دوستم براي او با اكراه و براي فرار از شكست عشقي اش بوده و الان هم نمي تواند خاطرات آن خانم را از ذهنش پاك كند و خيلي رك به دوستم گفته كه ديگر هيچ خانمي مثل او برايش نيست و فقط ارضاي نيازش را در بودن با او مي بيند. دوستم از شنيدن اين حرفها بهم ريخته و جالب اينكه در همين بين هم ايشان باردار شده اند و ديگر راه بازگشتي ندارند.
دوستم واقعا به اين آقا علاقه دارد،اما با شنيدن اين حرفها ديگر از داشتن روابط زناشوئي گرم با ايشان نااميد شده است و استدلالش هم اينست كه عشق آقايان هيچ وقت از ذهنشان پاك نمي شود و اين مسئله سردمزاجي شوهرش براي هميشه خواهد ماند و مي خواهد زندگي مشتركش را فقط به خاطر بچه اي كه در راه است ادامه دهد.
آيا همين طور است كه دوستم مي گويد؟ يعني هيچ راه حلي براي درمان سردمزاجي شوهرش نيست؟ آيا مراجعه به روانشناس مي تواند به ايشان كمك كند؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)