دوستای خوبم سلام
خیلی ممنون از راهنمایی هاتون. دوستان تورو خدا یه ذره من رو هم در نظر بگیرید. ببینید من شرایطمو خلاصه اینجا واستون مینویسم:
- بنده 7 ماه پیش در حالیکه همسرم منو مورد ضرب و جرح قرار داده بود خونمو ترک کردم و به منزل پدر و مادرم به شهرستان رفتم و سه ماه بعد در حالیکه همسرم هیچ اقدامی برای برگردوندن من به خونه نکرد(به جز یک مشت تهدیدات و دست پیش رو گرفتن تا پس نیفتن) من تصمیم گرفتم مسیر قانونی رو برای مهریه و سپس طلاق طی کنم.
- وقتی به همسرم این مطلب رو گفتم ایشون در حالیکه باورش نمیشد روز بعد برای برگردوندن من به شهرستان اومد،(5 ماه پیش)دادن حق طلاق رو به من نپذیرفت اما عنوان کرد هر چیزی به غیر از حق طلاق رو امضا خواهد کرد و هر چیزی هم که از خودش داره حاضره به نام من کنه. بنده در اون برهه ی زمانی امادگی بازگشت به زندگی که جون من رو به لبم اورده بود رو نداشتم و هیچ شرطی رو قبول نکردم. تا به امروز که من در خدمت شما عزیزان و با راهنمایی شما تهران در منزل خواهرم هستم و تقریبا هر شب همسرم رو ملاقات میکنم اما شرایط عوض شده. ایشون زیر بار هیچ شرطی نمیرن و تازه این منم که باید ریسک کنم و بدون هیچ قید و شرطی به زندگی برگردم و این من رو خیلی آزار میده چون جدای از اینکه هنوز حساسیت ها و بهانه گیره های همسرم رو در موضوعات کوچک میبینم ایشون به شدت تحت فشار مالی اند(این در حالیه که خانواده ی بسیار متمکنی داره) و من نمیدونم از خود گذشتگی من و برگشت من به زندگی با این شرایط جمع بسته میشه یا نه.یعنی در حالیکه احساس میکنم کلی از خودگذشتگی کردم و به زندگی برگشتم ایا میتونم مشکلات رو تحمل کنم یا نه مخصوصا اینکه مشکلات مالی همسرم بیشتر هم شده و داره کارشو از دست میده و بالاخره این مسئله مسائل دیگه ی زندگیمون رو هم تحت الشعاع خودش قرار میده.
سومین مطلبی که میخوام بگم اینه که : همسر من خونه ای به نامشه که من اون رو بعنوان مهریه ام توقیف کردم .ایشون ادعا میکنه که اون خونه ی پدرشه و اسما به نام خودشه و تا وقتی که من دعاویم رو پس نگیرم اون خونه از توقیف خارج نمیشه و این مطلب رو همسرم میدونه و از من خواسته که هر چه زودتر اون خونه رو از توقیف خارج کنم هر چند که اون خونه شاید هرگز برای من نشه اما باعث میشه که همسرم نتونه از زیر بار مهریه شونه خالی کنه پس گول زدن همسرم کار درستی نیست که من به ایشون بگم دعاویم رو پس گرفتم در حالیکه تعلیق کردم.
ضمن اینکه بارها و بارها همسرم قول داده دیگه دست رو من بلند نکنه اما باز هم این کارو کرده و همچنین نشون داده که به محض اینکه خرش از پل رد میشه دیگه خدا رو بنده نیست و همه ی قول هاشو فراموش کرده.
با توجه به اصرارهای همسرم برای بچه دار شدن میترسم که شرایطم سال دیگه این موقع همین باشه در حالیکه یک بچه هم دارم.
دوستان خواهش میکنم با در نظر گرفتن من راهنماییم کنید.








علاقه مندی ها (Bookmarks)