نقل قول نوشته اصلی توسط آسو
[align=justify]سلام سارا جان، خوبی عزیزم؟

فکر نمی کنی خیلی روی خواهرت تمرکز کردی؟

نوشتی که می خوای همه خانواده رو به آرامش برسونی، به نظر من از خودت شروع کن. اگه خودت به آرامش برسی، و از زندگیت لذت ببری، بهترین کمک رو به پدر و مادرت و خواهرت می کنی.

شاد باش و شادی رو به خونه تون ببر، تا قلب پدر و مادرت شاد بشه.

به جای تلاش برای برطرف کردن عوامل منفی، عوامل مثبت رو تقویت کن.

عزیزم از خودت برام بگو. از بقیه ی زندگیت (غیر از خواهرت) بگو. می خوام با هم عوامل مثبت رو کشف و تقویت کنیم. نظرت چیه؟
[/align]
ممنون از پاسخت
ولي ما واقعا مشكل داريم، وقتي خواهرم حضور ندارد همه ما آرام هستيم و مشكلي نداريم، همين كه چند ساعت از خانه خارج مي شود نفس راحت مي كشيم. مادرم بارها از خدا مرگ او را خواسته تا شايد به آرامش برسد. ولي من اينطور نيستم هر چند او را دوست ندارم.
من علايق خاصي ندارم، كاري كه انجام مي دهم دوست دارم و ساعتها مي توانم روي آن متمركز شوم
كارهاي منزل اغلب به دوش من است، البته خريد كردن خانه را از دوره دبيرستان به من محول كرده اند بخاطر اين كارها ناراضي نيستم، كلا از بيكار نشستن بدم مي آيد.