به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 41

Threaded View

  1. #21
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 03 اردیبهشت 91 [ 00:38]
    تاریخ عضویت
    1390-10-20
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    1,008
    سطح
    17
    Points: 1,008, Level: 17
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 92
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    52

    تشکرشده 52 در 23 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خانم 11 سال بزرگتر با یک بار سابقه ازدواج

    الان که من دارم باهات صحبت می کنم همه چی تموم شده.یعنی من هم به طرف گفتم که ما به درد هم نمی خوریم واسه ازدواج(البته هنوز با هم بخاطر یه سری مسایل کاری در ارتباطیم که این ارتباط رو اسمش رو میشه دوستی هم گذاشت. ولی کاملا کنترلش می کنم که شعله ور نشه) و هم به خونواده این اطمینان رو دادم که همه چی تموم شده.
    اما نمی تونم دل خودم رو راضی کنم.

    بذار از تجربه ی خودم بگم ..
    بیش از 3 ماه پیش دختر مورد علاقم بعد از 6 سال که بین خانواده هامون حرف و حدیث ازدواج ما بود با پسر دیگه ای ازدواج کرد .شرایط من کاملا با تو متفاوت بود .هم سنمون هم خانواده هامون و هم دوتامون کاملا راضی بودیم .مادر من بر خلاف مادر تو آرزوش این بود که اون دختر عروسش بشه .همین حسو مادر اون هم داشت و اصلا اولین بار این پیشنهادو مادر اون داد .ولی خیلی راحت گذاشت و رفت بدون اینکه به گذشته فکر کنه.
    اوایل فقط کارم شده بود قدم زدن و اشک ریختن .به هیچی نمیتونستم فکر کنم .سر کار میرفتم بعد نیم ساعت میزدم بیرون.همین عذابم میداد که چرا نمیتونم فکرش رو از ذهنم پاک کنم .شده بودم مثل بچه ها .فکر میکردم دیگه هیچ دختری پیدا نمیشه که بتونم بهش علاقه مند بشم .
    ولی...
    .
    .
    الان ...
    نمیگم به کل از یادم رفته .ولی به جراءت میگم شاید 10-12 روز یه بار بیاد توی ذهنم .الان خودمم بخوام دیگه نمیتونم بهش فکر کنم و براش اشک بریزم . پستها و رفتارهای اون روزهام که فکر میکنم و پستهام رو میخونم خجالت میکشم .

    بعد از جدایی مطمئنا بهت سخت میگذره .ممکنه چند ماه طول بکشه ولی قطعا از یادت میره و اوضاعت عادی میشه . گذشت زمان خیلی راحت همه چیز رو حل میکنه . صبور باش و برای فراموش کردنش به خودت فرصت بده .
    موفق باشی.





  2. کاربر روبرو از پست مفید meshky تشکرکرده است .

    meshky (یکشنبه 21 اسفند 90)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.