دلم نیومد اینو دیگه تو پیام خصوصی بنویسم. گفتم تو تالار عمومی بگم همه ببینند محمد که تو: دردونه ای یه دونه ای واسه نمونه ای گل گلخونه ای ( بنام همدردی هستی)
از خنده ریسه رفتم از پیامهای خصوصی ات. مرسی دلمو امروز حسابی وا کردی.
امروز گیس و گیس کشی اییییییییییییییی داشتیم با محمد. چیزی نمونده بود که از شدت خشم و کینه دستم به خون یک انسان آلوده بشه. بچم اومده میگه موهای منو بکش تا دلت خنک شهعین یه آب سرد که بریزی روی خشم یک قاتل بالفطره (بالقوه؟)
البته به این میگن استراتژی نرم! دقیقا عین کاری که همسرم میکنه: میره همه گنداشو میزنه میاد بعد میگه سلام عزیزم، خوبی قربون شکل ماهت برم؟میگم حرف نزن! هیچی نگو! اونقدر از دستت اعصابم خورده که دلم میخواد بزنم لهت کنم
میگه خوب بزن عزیزم، اگه آرومت میکنه بزن
اونوقته که بهش میگم نه عزیز دلم
این کارها منو تسکین نمیده ( چون کلا دوست دارم از رو کره زمین محوش کنم)
خلاصه این آقای ابراهیمی هم ما رو آچمز کرد امروز. ولی به جان خودم خیلی ناقلایی محمد. به همه تکنیک های روانشناسانه روز دنیا گفتی زکی!
........................
چه با مزه! پستم را که ارسال کردم تازه پست محمد را دیدم. در تایید صحبتهای بنده!
آقای ابراهیمی شما اون پست رو هم ارسال نمیکردی بازهم یه دونه بودی:)







عین یه آب سرد که بریزی روی خشم یک قاتل بالفطره (بالقوه؟)
میگم حرف نزن! هیچی نگو! اونقدر از دستت اعصابم خورده که دلم میخواد بزنم لهت کنم
میگه خوب بزن عزیزم، اگه آرومت میکنه بزن
اونوقته که بهش میگم نه عزیز دلم
)
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)