خوش خبر گرامی سلام سال نو مبارک
به نظرم این موضوع از دو جنبه شما را ناراحت کرده:
1. اینکه همسرت این موضوع را از شما پنهان کرده. فکر میکنی در مورد یک موضوع مهم بهت دروغ گفته شده. احساس میکنی ایشون به تنهایی برای زندگی دو نفرتون (زندگی مشترکتون) یک تصمیم خودخواهانه گرفته. و حالا بقیه کار را شما بعهده گرفتی با دامن زدن به این حس بد و با افکاری نظیر اینکه رو دست خوردی، دیگه چه دروغهای دیگه ای ممکنه بهت گفته باشه، چقدر میشه به این آدم وزندگی با این آقا اعتماد کرد و...
2. اینکه شما علاقه داری بچه دار بشی و با اینکار همسرت، فکر میکنی که دیگه اینکار ممکن نیست.
الان یکسر این ماجرا شما هستید و یکسر همسرت و عقبه ای که داره. لازم است خاطر نشان کنم که همسرت تنها مردی نیست که این کار را کرده. و شما هم تنها زنی نیستی که با شنیدن همچین خبری شوکه شدی. بعضی از آقایونی که در زندگیهای قبلی شکست خورده اند اینکار را میکنند. خیلیهاشون توی زندگی اول با زنی مواجه بوده اند که علیرغم میل همسر بچه دار شده (احتمالا برای رام کردن مرد چموش یا ثبات و دوام زندگی) و در مقابل اعتراض مرد، نا موفق بودن روشهای بارداری را ذکر میکنند. یا حتی پیش می آید که مرد فکر میکند زن نظر او را در مورد تعداد بچه ها یا زمان بچه دار شدن، محترم نمیشمارد و این میشود که خودش دست بکار میشود. عده قلیلی از مردان هم برای آسایش در روابط ج.ن.س.ی با همسر، و یا خیلی دلایل دیگر اینکار را میکنند از جمله کمک به همسر برای پرهیز از عوارض قرصها یا روشهای دیگر ضد بارداری.
به هر حال با اینکه عمل همسر شما بسیار ناپسند بوده و فریب در ازدواج نام دارد و... اما شما که این چند ماه را در این زندگی ماندی حتما با خودت فکر کرده ای که این زندگی نکات مثبتی دارد و این همسر خصلتهای خوب زیادی دارد که ارزش حفظ کردن را داشته باشد. اگر اینطور است، سعی کن خودت را آرام کنی با روشهای سازنده ای که بلدی. فکر کن ببین چقدر وجود بچه حقیقتا ( و نه تحت تاثیر این اتفاق) در زندگیت برات مهم است. اگر به هر شکل علاقمندی بچه داشته باشی، به هر حال همسرت هم باید علاقه داشته باشه درسته؟ بچه دار شدن یا نشدن تصمیمی است که دو نفر باید با هم بگیرند و بهتر است قبل از ازدواج حتما راجع به این موضوع و حتی تعداد بچه ها و نیز نکات کلی تربیتی آنها صحبت شود. نمیدانم شما قبل از ازدواج چه توافقی کرده اید. اما اگر برای شما مهم است که از این زندگی بچه داشته باشید، لازم است که همسرتون متقاعد بشن. خبر خوب اینکه وازکتومی با درصد زیادی (بسته به اینکه چند سال از روی آن گذشته باشه) قابل برگشته. و حتی اگر هم نشه که طبیعی بچه دار بشید، میشود آی وی اف کرد (لقاح مصنوعی و گذاشتن سلول تخم در رحم مادر). اما همه اینها منوط به این است که شما اول با خودت کنار بیایی. بتوانی همسرت را ببخشی (اینکار در صورتی که بخواهی این زندگی را حفظ کنی برای آرامش خودت، همسرت و زندگیت لازمه). و در ثانی با مدیریت درست این قضیه بتوانی همسرت را به بچه دار شدن قانع کنی. وقتی هر دو با هم تصمیم به بچه دار شدن بگیرید خوب تلاشهایتان را بر این امر متمرکز میکنید و انشا الله با مشورت با پزشک یا پزشکان متخصص به نتیجه مطلوب میرسید.
خودت گفتی که چند ماهه خبر دار شدی. خوب! پس دیگه عزاداری بسه! بلند شو و این امتحان سخت در زندگیت رو ببین چطور میتونی با قدرت و صلابت ( که هر زن و مردی برای مواجهه با سختیهای زندگی متاهلی حتما باید داشته باشه) و با توکل بر خدا به درستی مدیریت کنی.
برات آرزوی موفقیت دارم![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)