به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 فروردین 91 [ 14:55]
    تاریخ عضویت
    1391-1-07
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    738
    سطح
    14
    Points: 738, Level: 14
    Level completed: 38%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 19 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    باخانوادم چطور کنار بیام؟(لطفاکمکم کنید)

    سلام دوستان خوب تالار همدردی
    من هرچی گشتم تا جای مناسب سوالم روپیدا کنم موفق نشدم
    اکثربخشها مربوط به زنو شوهرها هست ولی مشکل من در رابطه باخانوادم وبه خصوص پدرومادرم هست
    من 26 سالمه ولیسانس هستم, ازدوران کودکیم به علت زیادبودن تعداد بچه هاووضعیت مالی نه چندان خوب زیادمورد توجه قرار نگرفتم, اعتماد به نفسمو بارفتارای اطرافیانم از دست دادم
    واستعدادام یکی بعداز دیگری کورشدن, مادرم حتی به خودم میگه که خواهرای بزرگمو بیشتر دوست داره
    وهمیشه به اونها توجه داره, بااینکه الان متاهل شدن همشون
    فرصتهای ازدواجمو بخاطر وجود خواهرام از دست دادم,خانوادم هرگز اجازه نمیدن تامن طبق میلم زندگی کنم وبه دنبال علایق کاملا عقلیو منطقیم برم
    مدام بامن در کشمکش هستن
    بارها به روم آوردن که من یه بچه ناخواسته بودم ونباید دنیا میومدم
    من چندین سال بعد از اتمام درسم که اصلا مورد علاقم نبود خونه نشین شدم
    هرقدر باهاشون حرف زدم وبعد از نتیجه نگرفتن حتی جنگیدم فایده نداشت
    مرغشون یه پاداره وهرگز به حرفام توجهی نمیکنن
    خیلی دنبال کار گشتم اما یانبود ویاخانوادم نگذاشتن
    حالا تصمیم گرفتم به یکی از علایقم بپردازم اما خیلی ناامید هستم
    چون باید در خانه آموزش ببینم از طریق مجازی(اون هم به زورتونستم راضی کنم)
    وامکان رفتن به کلاس را ندارم ومطمئن نیستم بتونم بهره برداری از این اموزشم بکنم
    خونه مون خیلی پر رفت وامده واصلا تمرکز ندارم
    خانوادم اصلا به خواسته هام وبه حرفام توجهی ندارن
    وبامن مثل یه کودک رفتار میکنن
    حتی برای مقداری پول که ممکنه لازم داشته باشم باید کلی منت بکشمو توضیح پس بدم(بااینکه وضع مالیمون بهبود پیداکرده ومن خواسته های نامعقولی ندارم)
    زمانی که خواهان داشتم به دلیل وجود خواهرهام ازدواج نکردم, ودرحال حاضر هیچ خواستگاری ندارم وهمین موضوع هم باعث شده سرکوفتم بزنن ومدام عیبهامو جلو چشمم بیارن
    من حتی زمانی عاشق شدم وعشقمو به دلیل امروز فردا کردنم که ابجیام ازدواج کنن از دست دادم وخیلی ضربه خوردم
    نمیخوام صحبتهام طولانی بشه تاسرتون درد بیاد
    میخوام بدونم بااین خانواده چطور کنار بیام وچطور متقاعدشون کنم , اونا کوچکترین حرف منو به حساب نمیارن
    واقعا از این زندگی خسته شدم وفرصتهای از دست رفتم حالمو بدکرده , میترسم افسرده بشم
    خیلی تنها وغمگین شدم ودیگه نمیتونم مثل گذشته زورکی خودمو شادکنم
    راه حل چیه؟

  2. 3 کاربر از پست مفید *mona* تشکرکرده اند .

    *mona* (یکشنبه 27 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:21 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.