به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #11
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    سه شنبه 28 فروردین 03 [ 01:56]
    تاریخ عضویت
    1390-10-11
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,483
    امتیاز
    37,786
    سطح
    100
    Points: 37,786, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsRecommendation Second ClassVeteranOverdriveTagger Second Class
    تشکرها
    8,332

    تشکرشده 10,025 در 2,339 پست

    حالت من
    Ashegh
    Rep Power
    374
    Array

    RE: چرا شوهرم دنبالم نمیاد؟

    گل یاس عزیز

    همه مشکلات به خاطر کم تجربگی شما و خانوادته.

    شما هم مقصری..شبی که میدونی همسرت نگران پدرشه و تمام بار مسولیت این کار روی دوش همسرته...اون شب که میاد خونه حتی اگر به شما ناسزا هم گفت شما باید ارومش میکردی و به دل نمیگرفتی

    باید شرایطش رو درک میکردی...که نکردی خانومی

    وقتی میبیی همسرت بابت پدرش نگرانه..پریشونه..باید اسباب ارامشش رو فراهم کنی.
    مثلا همین حاضر نبودن غذا.

    چون خداحافظی نگرد بهت برخورد.یک لحظه با خودت نگفتی شاید برای پیدا کردن دارو به سختی افتاده و الان اعصابش خورده.توقع داشتی مثل همیشه باهات برخورد میکرد؟
    به خصوص اینکه به خاطر حاضر نبودن شام هم ناراحت بوده

    دوست عزیزم تنهایی چیه؟من نمیدونم شما کجا زندگی میکنی اما الان دیگه با این خونه های دیوار نازک و ساختمونای پر جمعیت ترست چیه؟
    به خصوص اینکه شما در بلوک هم زندگی میکنید...

    یه آیه الکرسی میخوندی با چراغ روشن میخوابیدی.
    یا اصلا اون شب به خاطر همسرت نمیخوابیدی...

    خانومی به جای درک وضعیتش مدام رو اعصابش دوچرخه سواری کردی....

    اون شب در اون وضعیت اعصاب خوردی همسرت به جای فراهم کردن ارامشش رفتی میگی چرا به من اهمیت نمیدی؟
    فکر میکنی جاش بود؟

    چرا اخه مادر شما التماس شوهرت میکرده؟

    گل یاس عزیز مشکل اکثر ما زنا همینه

    دوست داریم همون محبتی که به مادر شوهرامون میشه به ما هم بشه

    در حالیکه نمیتونیم این مرز رو حدشو رعایت کنیم و بدونیم هیچ وقت جایگاه ما رو مادر شوهر نمیگیره و بالعکسش هم همینطور

    خانومی دروغ نگو.کاری رو که کردی گردن بگیر اما از حق خودت هم دفاع کن.

    الان هم اگر میتونید همون مادر بزرگ رو واسطه کنید .مثلا یه قرار خونه مادربزرگ بذارید.تا اونجا بشینید و حرفاتونو بزنید.

    بازم میگم شرایط شوهرتو بالا پایین کن.

    اگر فکر میکنی این مورد جواب نمیده فعلا دست نگه دار.
    اما مادر بزرگ گزینه خوبیه.

    بگو من از کارم پشیمونم اما چون مثلا اون فلان کار رو کرد منم از روی عصبانیت این کار رو کردم.

    اما بازم میگم من اگر جای شما بودم زمان میدادم.

    چون اگر پا پیش بذارید ممکنه شما رو از موضع ضعف و کوتاه اومدن ببینه و شاید شرایط بدتر بشه.

    اما اگر منتظر بمونید خودش بیاد اینطوری میتونی حرفات رو بزنی.هرچند که من با صحبتهایی که از شما شنیدم بیتشر شما رو مقصر اوضاع پیش اومده میبینم

    حالا شما ببین همسرت چه جور آدمیه.ببین اصلا ادمی هست که باید دنبالت؟
    گاهی برای رشد کردن باید سختی کشید،گاهی برای فهمیدن باید شکست خورد،گاهی برای بدست آوردن باید از دست داد،چون برخی درسها در زندگی فقط از طریق رنج و محنت آموخته میشوند.


  2. 13 کاربر از پست مفید maryam123 تشکرکرده اند .

    maryam123 (سه شنبه 22 فروردین 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.