سلام سانازي عزيزم سال نوي شما هم مبارك
من بعد از عيد هم خواستم كه دوباره برگردم بهش اس ام اس فرستادم و گفتم كه به خاطر عيد نيست و زندگيمو دوست دارم اما جوابمو نداد و نخواست كه حضوري همديگرو ببينيم زماني هم كه به خونه مياد خيلي دير وقته و كسي نمي بينتش هيچ راهي ندارم اصلا فكر مي كنيد تا اين اندازه لازمه من عزت نفسم رو بيارم پايين آخه من چه جرمي مرتكب شدم كه حالا بايد اينجوري تقاص پس بدم ؟ همه ميگن با اصرار و انتظار تو اون پرروتر ميشه و دقيقا همينطور هم هست گذشته از اون اصلا اشتباهاتشو گردن نمي گيره كه من اميد به اصلاح كردن رفتارش داشته باشم دروغ نباشه هم دوستش دارم و هم از طلاق مي ترسم مخصوصا اينكه يه بچه هم داريم منتها به هيچ صراطي مستقيم نيست و با لجبازي داره كارارو بدتر مي كنه شايدهم از مهريه مي ترسه پا پيش نمي گذاره به هر حال من مجبورم كه راه دادگاهو پيش بكشم شايد اونجا همه چي معلوم بشه و از نيت قلبيش باخبر بشم . برام دعا كنيد.