کجا فرار کنی.با این همه گرگ که منتظرن تودامشون بیوفتی.
فکر میکنی فرار کنی آزاد میشی .نخیر تازه بدبختیات شروع میشه.
کجا بخوابی .زیره پل عابر؟ که هرکسی از کنارت رد میشه یه سکه بندازه کنارت.
بری باپسرهای گرگ نما رفاقت کنی تابهت جای خواب بدن. میدونی چه بلای به سرت میاد.
بخاطره یه کف دست نون باید دست تو به ناکس دراز کنی.
الان هوا خوبه زده به سرت فرار کنی. زمستو ن استخوانات میترکه از سرما.
صبر کن دوست عزیز راه کارهای که دوستان میگن رو خوب گوش کن وبهشون عمل کن.








با این همه گرگ که منتظرن تودامشون بیوفتی.

علاقه مندی ها (Bookmarks)