مینو هستم ۲۸ ساله حدود۴ ساله که ازدواج کردم.ازدواجم به صورت سنتی بود.خانواده ام بسیارراضی به این وصلت بودند.اوایل ازدواجم خوب بود ولی به مرور زمان بداخلاقی های همسرم وبدرفتاریهای خانوادش شروع شد.خیلی اذیت شدم واقعا دچارکمبود محبت شده بودم.به مرورزمان به مردی ۳۲ ساله ومتاهل علاقه مند شدم واو هم علاقه ی زیادی به من پیداکرده.و پیشنهاد ازدواج به من دادن.من قصد ندارم که با ایشون ازدواج کنم وقصدم خیانت به همسرم نیست ودلم نمیاد زندگی اون اقا هم از هم بپاشه.مشکلم اینه که چون شوهرم وخانوادش خیلی منو ناراحت میکنن من شدیدابه این اقا وابسته شدم وخیلی وقتا دلم میخواد ازهمسرم جدا بشم وبااین اقا ازدواج کنم ولی ازعواقب کارم میترسم.به نظر شما چه کارکنم.قطع رابطه با اون اقا ویا جدا شدن ازهمسرم وازدواج با فرد مورد علاقم.درضمن من خیلی برای بهبود زندگیم تلاش کردم ولی نتیجه نداشت وبا اون اقا هم به تصادفی اشنا شدم واز قبل شناختی نداشتم.