سلام من یه مشکلی باخوانواده همسرم دارمالبته بگم من مادر شوهر و پدر شوهر ندارم این مشکلم با خواهر همسرم هست که اصلا تو هیچی منو به حساب نمیارن مثلا برای خونه جدید خواهر شوهرم کادو گرفتیم کادو رو باز کرد بعد هی میگفت علی(اسم شوهرم) دستت درد نکنه چرا زحمت کشیدی انگار نه انگار که من هم اونجام و ما با هم کادو بردیم یا مثلا فقط میگه علی برات چایی بریزم و... اصلا منو ادم حساب نمیکنه حتی وقتی ما اونجاییم کسی زنگ بزنه بگه کی خونتون هست میگه علیه(به جای اینکه بگه علی اینا یا علی با خانمش) تازه پیش شوهرم اینقد قربون صدقه بچم میره در حالیکه وقتی شوهرم نیست اصلا محل میذاره همیشه هم خودشو تعریف میکنه و یه جوری وانمود میکنه که بیشر از همه حالیشه حتی مهمون دعوت کردنی هم به خونمون زنگ نمیزنه فقط به شوهرم زنگ میزنه میگه بعد هم میگه گفتم اگه به خونتون زنگ بزنم شاید خونه نباشید هیچ وقت زنگ نزده حال منو بپرسه (اینو بگم که من یه بچه یک ساله دارم و شاغل هستم در کنار اون هم ادامه تحصیل میدم )ولی تقریبا هر روز به شوهرم زنگ میزنه شوهرم خیلی به حرفهاش گوش میده تو رو خدا منو یه کم راهنمایی کنید تا هم شوهرم از اون کمتر تاثیر بپذیره و هم اونا یه کم به خودشون بیان و بدو نن
که این طرز برخوردهاشون اصلا صحیح نیست.








که این طرز برخوردهاشون اصلا صحیح نیست.

علاقه مندی ها (Bookmarks)