بچه كه بودم جايي بزرگ شدم كه سفيدي پوست يك معيار زيبايي بود. اكثر دخترهايي كه پوست روشن داشتند مورد توجه بودند. ولي من دختر زياد سفيدي نسبت به اونها نبودم و مشكل ديگه اين بود كه داداشم هم به اين اعتماد بنفس پايين من دامن مي زد. يادمه دوره راهنمايي كه بودم بيشتر وقتها گريه مي كردم كه چرا من سفيد نيستم و به خدا گله مي كردم كه خدايا كاش منو خوشكل تر خلق مي كردي!نوشته اصلی توسط پارلا
الان كه در اين سن هستم به عينه ديدم و فهميدم ديدگاه اون موقع خودم اصلا و ابدا درست نبوده و اتفاقا خداوند خيلي هم بهم لطف داشته. زيبايي يك امري نسبي هست و كسي كه قلبا از خودش و اونچه خداوند براش قرار داده راضي باشه اين اعتماد بنفس رو مثل اشعه اي به تمام دنيا منعكس ميكنه.
- من امروز خداوند رو بخاطر سلامتي كه بهم داد شاكرم.
-از اينكه قدرت درك مسائل رو بهم عطا كرد.
- از اينكه در لحظه هاي سخت كنار من بود هرچند نميديدمش.
- از اينكه آدمها و موقعيتهايي رو سر راه من قرار داد تا ميزان حس رنج و غم در خودم به حداقل برسونم.
- از اينكه كمكم كرد به خودم و توانايي هام تكيه كنم.
...
... و من به خاطر همه اينها احساس دوست داشتني بودن مي كنم.








پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)