مریم جون نگران نباش همه چی درست میشه ولی کم کم .اصلا عجله نکن .توقع نداشته باش یکدفعه از این رو به اون رو بشه .
همین که بهت گفته بیا بریم بیرون خودش چقدر خوبه.می تونی امیدوار باشی .ولی به نظرم شب وقتی رسوندت ازش تشکر می کردی که اومده دنبالت تا دوباره هم بیاد .فکر کنم زدی تو ذوقش .
اصلا اصلا منتظر نشو حرفای قشنگ بزنه چون این آدما نمی فهمن تو کله ما زنا چیه .نمی فهمن ما فقط عشق می خواهیم .ولش کن ازش سوال نپرس تا جواب بده .بیشتر سعی کن اگه واسه خودت اتفاقی افتاده واسش تعریف کن .مثلا بگو دوستام می خواستن برن بیرون به منم گفتن تو هم میای منم گفتم نه من دیگه متعهلم باید با شوهرم برم هرجا می خوام برم شما برید.این طوری بهش بفهمون که همسرت رو با هیچی عوض نمی کنی و متعهد هستی و اونم دستش بیاد که الان متعهله و در قبالت وظیفه هایی داره
حالا خوشحال باش که اومده دنبالت ،دفعه دیگه تو ذوقش نزنی ok?
بیشتر برای کارایی می کنه تشویقش کن تا باز هم انجام بده .نزار فکر کنه هر کار بکنه به چشم تو نمی یاد![]()










علاقه مندی ها (Bookmarks)