سلام آقای همدردی.آره شما درست میگین من دیگه زیادی دارم شورش رو در میارم. ولی گیر بد آدمایی افتادم از خواهر و مادر گرفته تا خودش.منم که بی مهارت و بی سیاست ببین چی میشه. دیروز عصر به پدرم تلفن کرده هرچی دلش خواسته راجع به من گفته ولی جرات نداشته حتی یه دونه از رفتارای زشت خودش رو بگه. چرا برداشته برده همه حرفا رو از سیر تا پیاز به مادرش گفته

حالا من با اون مادر.... چیکار کنم؟ به پسرش گفته دیگه نمیخوام ریخت هیچکدومتون رو ببینم.البته حقم داره ناراحت شده دیگه. به نظرتون در این مورد خاص چیکار کنم بهتره ؟؟؟

علاقه مندی ها (Bookmarks)