واي ترانه
چيكار كردي خانم، آخه اينا چه كاري بود!!!!!!!!!!!!!
چرا به رفتارت مسلط نبودي، بنده خدا شوهرت را به جنون رسوندي.
فعلاً صبر كن،
هيچ اقدامي نكن
به مادرت و خالهات ديگه زنگ نزن
اگر اونها هم زنگ زدن بگو كه تقصير خودت بوده و الكي شلوغش كردي و كار را به اونجا كشوندي.
به شوهرت بگو ناراحت بودي، افسرده بودي، ناراحتيت از سقط بچه است.
نميدونم فعلاً يه جوري آرومش كن
اون تو رو دوست داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)