
نوشته اصلی توسط
مدیرهمدردی
سلام
حکایتی هست که می گویند مجرمی را محکوم کردند که یا باید 10 کیلو پیاز بخورد، یا 50 ضربه شلاق بخورد یا اینکه یکسال زندانی شود.
فرد با زرنگی خودش فکر کرد. شلاق که خیلی بد است، یکسال زندانی هم که خیلی زیاد هست بهتر هست که پیاز ها را بخوره بهترین راه هست.
شروع به خوردن پیاز شد، هر چه بیشتر خورد حالش بد و زجرش بیشتر شد تا اینکه بعد از خوردن چند کیلو پیاز کوتاه آمد و با خود گفت شلاق ها را سریع می خورد و راحت میشود.
50 ضربه شلاق خوردن را امتحان کرد. تحمل کرد و تحمل کرد اما نتوانست تا 50 ضربه طاقت بیاورد، کوتاه آمد و گفت همان یکسال زندان را تحمل می کنم.
شما هم توجه داشته باشد دقیقا حالت مثل همین مثال ماست.
بالاخره یا متعهد به زندگی با همسرت باش، یا طلاق بگیر یا....
اگر اشتباه انتخاب کنی محکوم به همه زجر ها هستی.
تصور کن وقتی مسئله دیر یا زود لو برود هم آبرویت می رود، هم طرد می شوی و هم طلاق می گیری و هم بچه ات را از دست می دهی و هم کسی حاضر به آن زندگی پر مشکل با تو نخواهد بود.
شما تا یکدله نشوی با همسرت نمی توانی مشکلاتت را با او حل کنی. سعی کن راه باز سازی زندگی را پیدا کنی نه بهانه ای برای بودن با آن مرد
کسی اگر بخواهد کاری بکند راهش را می یابد و اگر نخواهد انجام دهد بهانه اش را
علاقه مندی ها (Bookmarks)