با سلام
از اینکه تو سایت همدردی عضو شدم خوشحالم
راستش برام یه مشکلی پیش اومده که اگه میتونید راهنماییم کنید
من الان 25 سالمه و حدود 8 سال پیش در منطقه خودمون عاشق یک دختر 5 دبستانی شدم
اون موقع نمیدونستم دارم چه اشتباه بزرگی میکنم من عاشق شدم و بدون اینکه بفهمم این عشق تو وجود من بزرگتر و بزرگتر میشد حدود 5 سال هر روز به دیدنش میرفتم و هر روز میدیدمش اما چیزی بهش نمیگفتم هر سال ماه رمضان تو شبهای قدر دعا میکرد که به دختر مورد علاقه ام برسم.دعا بهم امید میداد که روزی بهش میرسم و هر روز این عشق بیشتر میشد تا اینکه بعد 5 سال بهش گفتم دوستش دارم اما واکنش بسیار سردی بهم نشون داد.منم برگشتم و دو سال برای دیدنش نرفتم تا اینکه شنیدم پسری به خواستگاریش رفته و اونها هم جواب بله رو بهش دادند منم داغون داغونم فقط چند تا سوال داشتم اونم اینه که خدا چه جور موجودی هستش چرا درکم نکرد اون همه دعایی که کردم و ازش خواستم چی شد.میخوام بدونم خالق ما چرا این همه سختی و بلندی رو سر راه ما گذاشته








علاقه مندی ها (Bookmarks)