سلام نینا نوری عزیز
من چرا این پست شما رو ندیدم
از ی طرفی خوشحال می شم پست هاتون رو می بینم
از ی طرفم ناراحت
خوشحالیم از اینکه تنها من نیستم که stop کردمو یکی باید هولش بده ....
ناراحت از اینکه درک می کنم چقدر اعصابتون از کوه کارهای انباشته که انگیزه واسه انجامشون نیست، خورده
راستش من خیلی بهتر شدم و یکمی تغییر کردم ولی نه اون جوری که بشه از این تغییرات خوشحال بود...
بعضی وقت ها دلم می خواد بزنم خودمو ..
همین الانم این حس رو دارم از بس که از دست خودم عصبی میشم.
اون برنامه رو شروع کن و قدم به قدم پیش برو
من چند روز بود بی خیال شده بودم اومدم تاپیک بخونم بلکه دوباره شروع کنم
و بازم انگیزه بگیرم .شما هم شروع کن و امیدت به خدا باشه
آقای sci ی نکته ای گفتن اونم اینکه هیچ صفحه این تقویم نباید خالی بمونه ولی برای من 5 روزه که خالی مونده
...
ولی بازم شروع می کنم
راستی منم نسبت به مهمونی رفتن مثل شما هستم باید ی هفته قبل بدونم می خوام برم مهمونی
یا کسی می اد خونمون
آقای sci
بیاین ی لحظه:(
من چیکار کنم من دیگه استعداد ندارم خلاقیتم تموم شده
یادتونه گفتم نقاشیم همین جور مونده،شروعش کردم تمومش کردم
بعد بردمش پیشه یکی از استادام .گفت خودت چه حسی داری به این کار!
گفتم قشنگه
گفت تو واقعا این رو قشنگ می بینی!من چیزی جز ی کار از سرباز کنی نمی بینم.
به نظرتون وقتی ی کاری رو خوب انجام نمی دیم بهتر نیست یکمی ولش کنیم مثلا یک ماه یا یک فصل ولش کنیم
البته کارایی مثل نقاشی و این جور کارا که فرس نیست وبرای دل خودمون هست.؟










علاقه مندی ها (Bookmarks)