به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 56

Threaded View

  1. #35
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 10:41]
    تاریخ عضویت
    1390-10-10
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    2,107
    سطح
    27
    Points: 2,107, Level: 27
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    496

    تشکرشده 501 در 152 پست

    Rep Power
    35
    Array

    RE: چگونه مي‌تونم حقوق اوليه خودم را با درايت از شوهرم پس بگيرم.

    آقاي همدردي

    ممنون كه براي من پست گذاشتي با وجودي كه ممكنه از همچين شخصي متنفر باشي.

    ممنون ار درك شرايط من

    شما راست مي‌گين اين دور آهسته تر داره مي‌چرخه اما به خدا من ديگه خسته شدم. هزينه بالايي دادم اما ديگه داره طاقتم طاق مي‌شه، مي ترسم ازش زده بشم و بعد از اين با اجبار باهاش زندگي كنم. هنوز وقتي تو شرايط نرماله دوستش دارم. اما تا كي

    ديروز كه رفتم خونه خواستم از اين دور كمي فاصله بگيرم. به صورت معمول بايد ناراحت و غمگين مي‌رفتم و بعد هم ناراحتي‌ام را طوري ابراز مي‌كردم كه نهايت به انفجار همسرم و گريه زاري منو و منت‌كشي اون ختم مي‌شد.

    اما اينكارو نكردم. خيلي خودمو نگه داشتم. يك ليوان آب سرد خوردم (با وجودي از صبح هيچي نخورده بودم) و يك ليوان ديگه هم پر كردم و بردم كه در حين صحبت كردم خودمو باهاش آروم كنم.

    همسرم هم خودش را گرفته بود، پيشش رفتم و با لحن كاملاً آروم گفتم امروز چه اتفاقي افتاده بود.

    گفت ول كن.

    گفتم بگو مي خوام بدونم

    خلاصه تعريف كرد و من متوجه شدم كه دقيقاً ذهن‌خواني كرده و به خودش تعميم داده. دقيقاً همين جمله را به خودش هم گفتم. و بهش ماجراي قبلي (كارت و طلا) را توضيح دادم كه اونجا هم من ذهن خواني كرده بودم و تو گفتي اينطور نيست درسته؟ گفت؛ آره درست نبود.
    گفتم خوب اين هم مثل اونو. تو داري به اشتباه گفته هاي اونو به خودت تعميم مي دي.
    گفت؛ آخه چرا اين حرفو بايد بياد به من بزنه؟؟

    بعد هم بدون اينكه حالت حق‌ به جانب داشته باشم گفتم كه نياز به استراحت و خواب دارم و تا صبح خوابيدم.

    به خدا ديگه نمي‌دونم چكار كنم.

  2. 2 کاربر از پست مفید omid- zendegi تشکرکرده اند .

    omid- zendegi (چهارشنبه 20 اردیبهشت 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا شغل باجناق آینده می‌تونه مشکل‌ساز باشه؟!
    توسط Eatebar در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 02 خرداد 94, 21:11
  2. پاسخ ها: 18
    آخرين نوشته: چهارشنبه 05 مهر 91, 00:29
  3. عدم رضايت از ظاهر شوهرم
    توسط nahid89 در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: یکشنبه 18 مهر 89, 14:14
  4. براي موفقيت بيشتر در امتحانات چه بخورید؟
    توسط sade begham... در انجمن ارتباط مراجعان - مشاوران
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 آذر 87, 06:07
  5. رازهاي صميميت بين همسران
    توسط lord.hamed در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 آذر 87, 20:04

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.