agirl عزیز
اگر دنبال راهی هستی که پدر رو تغییر بدی، اشتباه می کنی. ایشون همینجوری هست، شما باید بی تفاوت
باشید. شاید گفتگو جواب بده ولی حدس می زنم احتمالش کم باشه. می تونی با مثال زدن دیگران که توی این
شرایط هستن، پدر رو غیر مستقیم آگاه به خطرات این حرفها و بزرگنمایی ها کنی...
شما روی خودت کار کن و تمرکزت رو از روی این موضوع بردار و نسبت به این حرفها بی تفاوت باش.
متوجه میشم چقدر سخته این رفتارهای اشتباه رو هر روز دیدن و به خصوص اینکه امکان تغییر شرایط رو نداشتن
ولی شما بزرگترین لطف رو به خودت بکن و اصلا نه به حرفهای پدر فکر کن ، نه دیگران. به قضاوتها، اتفاق
ها،حرفهایی که پشت سرتون زده میشه اهمیت نده. از شرایطی که خودت داری ابراز خشنودی کن و نذار کارهای
دیگران باعث سلب آرامشت بشه.
میشه بگی: شما جند سالته؟
چی خوندی؟
چرا کارتو از دست دادی؟
داری دنبال کار می گردی یا نه؟
تا الان موضعت درمقابل پدر چی بوده؟ موضع بقیه چطور؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)